{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من بودم دوش و آن بت بنده نواز

من بودم دوش و آن بت بنده نواز

از من همه لابه بود و از وی همه ناز

شب رفت و حدیث ما به پایان نرسید

شب را چه گنه قصهٔ ما بود دراز
دیدگاه ها (۳)

آهنگ برادر جان سالار عقیلی تقدیم دوستان ویس https://as2.cdn....

کاغذ را تا زد .تا زد ...تا زد.دل ِ آدم.گاهی ...اندازه ی یک ق...

دلتون گرم بزن رو عکس حال دلتون خوش زمستون و یک آتش چ، حالی م...

سرم را چون کودکی در آغوش بگیر و آرام آرام در گوشم بگو دوستم ...

خببب دوستان این پست آخر بنده هستش (وی پی ان پیدا کردم)برای ه...

#part_5#پایان_خوش_داستان_من که بابام رو دیدم شروع کرد داد زد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط