{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آوار می شود بر سرم

آوار می شود بر سرم
تنهایی هایی را که با رفتنت برایم به ارث گذاشته ای
زلزله خیز ترین نقطه ی چشمانم شده ای
و
هوا هوای بم است
وقتی در افکارم غرق باتو بودن می شوم
گل پونه های وحشی باغ جنونم
به یاد بسطامی ها فاتحه سر می دهند
کجا رفته ای که وسعت چشمان دریایی ات
در قاب عکس کوچک خاطرات گم شده ام جای نمی گیرد؟
کجا رفته ای؟؟
دیدگاه ها (۲)

.سرم را روی دستانم میگذارم....ده،بی،سی،چل....می رود تا قایم ...

.عزیز میگه ...خوشگلی ...فقط مال چند هفته ی اول زندگیه...میگه...

کاش به زنی که عاشق است می آموختند که چگونه انتقام بگیرد!غمگی...

نخند جانم 🌹 🌹 .نخند جانمنخندآدم دست و پای دلش میان چال گونه ...

عفریته تاریکی نویسنده مرتضی متقیان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط