با تو معنای خوشی را به خدا فهمیدم
با تو معنای خوشی را به خدا فهمیدم
عشق را در تو و چشمان سیاهت دیدم
مثل باران بهاری به سرم باریدی
زیر بارانِ تو چون غنچه ی گل روییدم
عقل امد که تو را از دل من دور کند
دل خریدار تو شد با همه کس جنگیدم
تا رسیدی همه جا عطر محبت پیچید
عطر احساس تو را با دل و جان بوییدم
نه به اجبار و نه اصرار و نه از بوالهوسی
بلکه با عشق ،دلم را به دلت بخشیدم
من که از خویش گریزان و فراری بودم
تو چه کردی که فقط با تو چنین جوشیدم
هر که با عشق عیار دل خود را سنجید
عشق را باتو و احساس دلت سنجیدم
عشق را در تو و چشمان سیاهت دیدم
مثل باران بهاری به سرم باریدی
زیر بارانِ تو چون غنچه ی گل روییدم
عقل امد که تو را از دل من دور کند
دل خریدار تو شد با همه کس جنگیدم
تا رسیدی همه جا عطر محبت پیچید
عطر احساس تو را با دل و جان بوییدم
نه به اجبار و نه اصرار و نه از بوالهوسی
بلکه با عشق ،دلم را به دلت بخشیدم
من که از خویش گریزان و فراری بودم
تو چه کردی که فقط با تو چنین جوشیدم
هر که با عشق عیار دل خود را سنجید
عشق را باتو و احساس دلت سنجیدم
- ۷.۵k
- ۲۴ فروردین ۱۴۰۰
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط