دو پارتی

به یه خونه رسیدید که تو با تعجب پرسیدی چرا مگه قرار نبود بریم خرید
که تهیون گفت
÷قبل از اینکه جنابعالی با این سر و وضع و بیای بیرون قرار بود
بومگیو هم آروم در گوشت زمزمه کرد
×قراره تنبیه بشی
تهیون تورو براید اینا یه بغل کرد و داخل خونه برد و روی تخت گذاشت
اول لباس های خودشون بعد لباس های تورو در آوردن تو کاملا لخ* ت بودی
تهیون کیس مارک های خیس و دردناکی روی گردنت میزاشت
بومگیو دی*کش رو در ورودیت تنظیم کرد و واردت کرد و شروع کرد به تلمبه زدن میخواستی جیغ بزنی ولی تهیون با گذاشتن لباش روی لبات مانع شد
تهیون داشت روی سی*نه هات کیس مارک می ذاشت و بومگیو هم کار خودش رو میکرد
(۳۰دقیقه بعد)

کارشون تموم شده بود
که تو از دل درد زیادی که داشتی گریه کردی
÷چرا گریه میکنی
×ما که بهت گفته بودیم نباید از این لباس ها بپوشی ولی تو گوش نکردی
÷حالا گریه نکن بیا برو حموم بهتر میشی
ا.ت با این سرو وضع چطوری برم حموم
×دوست داری منم همرات بیام اون تو بازم بگذرونیم
ا.ت خیلی منحرفی بومگیو نمیخوام خودم میرم

تمام
_______________________
یه سه پارتی از انهایپن نوشتم اگه میخواین بزارم شرط داره
۱۰تا لایک
۱۰تا کامنت برا این بزارین
دیدگاه ها (۴)

سه پارتی

بچم هنگ کرد

قد هاشون ولی زیادی بلند نیستین شما

ددی کی زیادی جذابه

love Between the Tides²⁶رفتم سوار ماشین شدم تهیونگ: دو ساعت ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط