میگفت

میگفت
وقتی میبینمش ؛
يه چيزی تو دلم
هُری میریزه پایین
مثل ريختن
برفایِ جمع شده
روی شاخه‌هایِ
بيدِ مجنون پير
تو حياط . . !🧡📽'
دیدگاه ها (۳)

الان‌که‌میخوامت‌باش؛ بعداًکه‌همه‌هستن

— آرزویم برکه‌ای در گوشه‌ ای از جنگل بودن است، تا هر شب انعک...

یکی‌باشه‌مثل‌گوگلتا‌میگی‌"پ‌"بگه‌:پیتزا؟پاریس؟پول؟پدرشو‌دربی...

ای دل ڪه بی گدار به آبی نمی زدی ...بی قایقت میانه‌ی دریا چه ...

mafia family

سه پارتی(در خواستی) P1

part14🦋‌ //چند ساعت بعدنامجون«با سنگینی روی پلکام بیدار شدم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط