داغ عشق یک نفر روی دلم جامانده است

داغِ عشقِ یک نفر رویِ دلم جامانده است
همچنان یوسف که در دام زلیخامانده است

طفلکی شاید نمیداند دلم ماتم سراست
که اینچنین باحوصله کنج دل ِ ما مانده است

هردری وامیشودپشتش دری باقفل وبست
بیخبر از ماجرا در پشتِ درها مانده است

هرکجا پا می گذارم یک نشان دارد بجا
رد پایش روی سنگ کوچه برجامانده است

از کنارم رفته اما مانده ام با یاد او
خاطراتش نزدِ من با کلّی امّا مانده است

بی سبب ازپیشِ من رفت و مراترکم نمود
رفتنش درقلب من همچون معمامانده است

سیل اشک از دیدگانم درغمش خشکیده شد
ازغمش چشم ودلم دایم به در وامانده است

داغ او را تا ابد با جان و دل می پرورم
تازمانیکه به جسمم ذره ای نا مانده است...

#عاشقانه
دیدگاه ها (۱۸)

دستور بده شاعر چشمان توباشممجبور که نه گوش بفرمان تو باشمبوس...

هرچند حقت نیست که تبریک بهت بگم ما که ارزوی یه حرف راست از ت...

رفتی و من یخ بسته ام بازم زمستان شد من از همه روزای گرم میبی...

سلاممم ... ! حال و احوال دلبر چطوره ؟ ببخش منو دیر به دیر سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط