آدم های درست زمان اشتباهpr
آدم های درست زمان اشتباه....pr8
ویوی کوک
تقریباً ساعت 12بود اومدم خونه رفتم تو اتاق که دیدم ا/ت نیست رفتم از همه پرسیدم هیچکس ندیده بودش گوشیش رو ردیابی کردم دیدم رفته بار خون به مغزم نمیرسد
ا/ت دعا کن مرده باشی وگرنه زجر کشت میکنم راه افتادم سمت بار رسیدم که دیدم یه پسره دست ا/ت رو می کشید عربده آیی کشیدم و یه مشت تو صورت پسره زدم که افتاد زمین همینجوری که میزدمش ا/ت بلندم کرد داشت گریه میکرد که دستشو گرفتم و سوار ماشین کردم داد زدم
ــ کی بهت اجازه داد که بری ها(داد)
+تو کی هستی که واسه رفتن به تولد دوستم ازت اجازه بگیرم (داد)
ـ خنده عصبی) من کی هستم آره وقتی رسیدیم خونه بهت میفهمونم که من کی هستم
ویوی ا/ت
این حرف رو که گفت یه ترسی تو وجودم احساس کردم یعنی میخواد چیکار کنه انقد تند میرفت که هر لحظه فک میکردم تصادف میکنیم تا بلاخره رسیدیم
ـ پیاده شو
پیاده شدم که دستمو محکم کشید برو تو سالن عمارت
ــ مامان (داد)
& چیه چی شده پسرم
ـ همه برین خونه ویلایی زود
&چرا پسرم چی شده
ـ مامان همین که گفتم برید
&باشه بابات ر نهفت آمریکا گفت میرم واسه یه جلسه خیلی مهم منو لیا مریم
ــ باشه مامان زود باشین فقط
مامان رفت تا آماده شه
+می....می خوای چیکار کنی (بغض)
ــم
و....
اسمات......
ادامه دارد ...
میدونم کم شد ولی خب دیگه
شرط پارت بعدی
۱۵لایک
۱۵کامنت
ویوی کوک
تقریباً ساعت 12بود اومدم خونه رفتم تو اتاق که دیدم ا/ت نیست رفتم از همه پرسیدم هیچکس ندیده بودش گوشیش رو ردیابی کردم دیدم رفته بار خون به مغزم نمیرسد
ا/ت دعا کن مرده باشی وگرنه زجر کشت میکنم راه افتادم سمت بار رسیدم که دیدم یه پسره دست ا/ت رو می کشید عربده آیی کشیدم و یه مشت تو صورت پسره زدم که افتاد زمین همینجوری که میزدمش ا/ت بلندم کرد داشت گریه میکرد که دستشو گرفتم و سوار ماشین کردم داد زدم
ــ کی بهت اجازه داد که بری ها(داد)
+تو کی هستی که واسه رفتن به تولد دوستم ازت اجازه بگیرم (داد)
ـ خنده عصبی) من کی هستم آره وقتی رسیدیم خونه بهت میفهمونم که من کی هستم
ویوی ا/ت
این حرف رو که گفت یه ترسی تو وجودم احساس کردم یعنی میخواد چیکار کنه انقد تند میرفت که هر لحظه فک میکردم تصادف میکنیم تا بلاخره رسیدیم
ـ پیاده شو
پیاده شدم که دستمو محکم کشید برو تو سالن عمارت
ــ مامان (داد)
& چیه چی شده پسرم
ـ همه برین خونه ویلایی زود
&چرا پسرم چی شده
ـ مامان همین که گفتم برید
&باشه بابات ر نهفت آمریکا گفت میرم واسه یه جلسه خیلی مهم منو لیا مریم
ــ باشه مامان زود باشین فقط
مامان رفت تا آماده شه
+می....می خوای چیکار کنی (بغض)
ــم
و....
اسمات......
ادامه دارد ...
میدونم کم شد ولی خب دیگه
شرط پارت بعدی
۱۵لایک
۱۵کامنت
- ۲.۰k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط