رمان لیچا
رمان لیچا
پارت ۱۶
یوسف :چیز خنده داری هست؟
فاطما:نه نه خوب من برم خدافظ فردا میبینمت
حلیمه:با اون پسر چرا حرف ازش خوشت میاد😂
فاطما:حلیمههه
حلیمه:چیه بامزه هست بگو بیاد خواستگاری باحاله
فاطما:توکه آنقدر ازش خوشت میاد بگو بیاد خواستگاری خودت😂
حلیمه:چرا من
فاطما:چون هم خوشگلی هم وقت ازدواجته
حلیمه یه نیشگون از فاطما گرفت
فاطما:آخ درد داشت
حلیمه:اگه من بخوام ازدواج کنم تو هم باید ازدواج کنی دختر
فاطما :من که از کسی خوشم نمیاد تا وقتی یکیو واقعا دوست نداشته باشم ازدواج نمی کنم
حلیمه:خوب منم همین طور
فاطما:باشه بریم
فردا
فاطما:داداشای عزیز فکر کردید می تونید منو گول بزنید می دونم میخواهید با زن هاتون برین اسب سواری
اورحان:باشه قبول اره
فاطما:خوب چطور میخواین بابا رو راضی کنین برین بیرون آخه فکر نکنم اون راحتتون بزارن بعد اینکه دیروز نتوانستید
علاعدین:نمیدونم
فاطما :من راضیش میکنم اما به. یه شرط
علاعدین:چی
فاطما:باید منو حلیمه هم با خودتون ببرید
اورحان:اما
فاطم:....
پارت ۱۶
یوسف :چیز خنده داری هست؟
فاطما:نه نه خوب من برم خدافظ فردا میبینمت
حلیمه:با اون پسر چرا حرف ازش خوشت میاد😂
فاطما:حلیمههه
حلیمه:چیه بامزه هست بگو بیاد خواستگاری باحاله
فاطما:توکه آنقدر ازش خوشت میاد بگو بیاد خواستگاری خودت😂
حلیمه:چرا من
فاطما:چون هم خوشگلی هم وقت ازدواجته
حلیمه یه نیشگون از فاطما گرفت
فاطما:آخ درد داشت
حلیمه:اگه من بخوام ازدواج کنم تو هم باید ازدواج کنی دختر
فاطما :من که از کسی خوشم نمیاد تا وقتی یکیو واقعا دوست نداشته باشم ازدواج نمی کنم
حلیمه:خوب منم همین طور
فاطما:باشه بریم
فردا
فاطما:داداشای عزیز فکر کردید می تونید منو گول بزنید می دونم میخواهید با زن هاتون برین اسب سواری
اورحان:باشه قبول اره
فاطما:خوب چطور میخواین بابا رو راضی کنین برین بیرون آخه فکر نکنم اون راحتتون بزارن بعد اینکه دیروز نتوانستید
علاعدین:نمیدونم
فاطما :من راضیش میکنم اما به. یه شرط
علاعدین:چی
فاطما:باید منو حلیمه هم با خودتون ببرید
اورحان:اما
فاطم:....
- ۱۲۲
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط