{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوم

پارت دوم

تقریباً دو ساعت گذشته بود. تبم یه کم پایین اومده بود، ولی هنوز جون بلند شدن از تخت رو نداشتم.

چشمامو که باز کردم، جیهوپ روی مبل کنار اتاق نشسته بود. لپ‌تاپش باز بود، ولی هر چند دقیقه یه بار سرشو بلند می‌کرد و نگام می‌کرد تا مطمئن بشه خوابم آرومه.

همین که دید بیدار شدم، سریع لپ‌تاپ رو بست و اومد کنار تخت.

ـ «بیدار شدی؟ حالت چطوره؟»

با صدای خواب‌آلود گفتم:
ـ «یکم بهترم...»

لبخند زد و دستشو روی پیشونیم گذاشت.

ـ «خداروشکر... تبت کمتر شده.»

بعد لیوان آب رو سمتم گرفت.

ـ «اول یه کم آب بخور.»

آروم چند جرعه خوردم.

ـ «گرسنه نیستی؟ برات فرنی درست کردم.»

متعجب نگاش کردم.

ـ «تو؟ فرنی؟»

خندید و پشت گردنشو خاروند.

ـ «آره... البته سه بار خرابش کردم تا این یکی درست شد.»

بی‌اختیار خندیدم.

ـ «پس اگه بد باشه، خودت باید بخوریش.»

ـ «قبوله، ولی اول تو امتحانش کن.»

یه قاشق خوردم. برخلاف انتظارم، خوشمزه بود.

ـ «بد نشده...»

با ذوق گفت:
ـ «دیدی؟»

همون موقع دوباره سرفه‌م گرفت. قبل از اینکه چیزی بگم، آروم دستشو روی پشتم کشید و لیوان آب رو دوباره سمتم گرفت.

ـ «آروم... عجله نکن.»

بعد از اینکه حالم جا اومد، زیر لب گفتم:

ـ «ببخشید... امروز کلی اذیتت کردم.»

همون لحظه اخماش رفت تو هم.

ـ «دیگه این حرفو نشنوم.»

نگام کرد و دستمو بین دستاش گرفت.

ـ «وقتی تو مریضی، طبیعی‌ـه که ازت مراقبت کنم. این اذیت کردن نیست.»

لبخند کم‌رنگی زدم.

ـ «ولی از صبح حتی یه لحظه هم استراحت نکردی...»

با شیطنت شونه بالا انداخت.

ـ «بعداً استراحت می‌کنم. فعلاً مهم اینه که تو زودتر خوب شی.»

بعد پتو رو تا روی شونه‌هام کشید، موهامو آروم از روی صورتم کنار زد و یه بوسه‌ی آروم روی پیشونیم زد.

ـ «حالا بخواب. من همین کنارتم... اگه نصف شب هم چیزی خواستی، فقط صدام کن.»

با همون حس امنیتی که کنار اون داشتم، چشمام آروم بسته شد؛ در حالی که آخرین چیزی که می‌شنیدم، صدای آرومش بود که زیر لب می‌گفت:

ـ «فقط زود خوب شو... دلم همون خنده‌های همیشگیتو می‌خواد.»

پایان.
دیدگاه ها (۰)

دوست داریناگر ندارید بگین تا ادامش رو نزارمچون حس میکنم باحا...

میخوام یه فیک راجب زندگی خودم ولی بجای خودماز ( ا.ت ) استفاد...

(دو پارتی،درخواستی)پارت اولاز صبح حالم افتضاح بود. بدنم درد ...

(تک پارتی،درخواستی)با حرص پتو را تا روی سرم کشیدم. نه دلم می...

طــــراحـــــــ مــــــــــــاه کـــــــــــیــــــــه؟ پـــ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط