دختر که باشی ترس های کوچکی داری . . .
دختر که باشی ترس های کوچکی داری . . .
ترس لمس نکردن نگاهش ، ترس نشنیدن نامت با طنین صدایش ، حتی از لحظه به لحظه های دوریش میترسی . . .
دختر که باشی می ترسی از نبود گرمای دستانش
آخر دختر که باشی گاهی تمام دلخوشیت همین نگاه گرم و دستان استوار است
دلت تنها به امنیت دو چشمی قرص میشود که تمام دنیایش " تــــو " باشی
دخترانه که عاشق شوی آن یک نگاه میشود همیشه ی دنیای دخترانه ات
و از بود و نبود دنیا هیچ نمیخواهی اگر چهار دیواری دستانش مال تو باشد
" او " باشد و نگاه امنش را باورکنی که تا ابد مال توست آنگاه با تمام دخترانگیت همیشه پای آن نگاه همیشگی می مانی
ترس لمس نکردن نگاهش ، ترس نشنیدن نامت با طنین صدایش ، حتی از لحظه به لحظه های دوریش میترسی . . .
دختر که باشی می ترسی از نبود گرمای دستانش
آخر دختر که باشی گاهی تمام دلخوشیت همین نگاه گرم و دستان استوار است
دلت تنها به امنیت دو چشمی قرص میشود که تمام دنیایش " تــــو " باشی
دخترانه که عاشق شوی آن یک نگاه میشود همیشه ی دنیای دخترانه ات
و از بود و نبود دنیا هیچ نمیخواهی اگر چهار دیواری دستانش مال تو باشد
" او " باشد و نگاه امنش را باورکنی که تا ابد مال توست آنگاه با تمام دخترانگیت همیشه پای آن نگاه همیشگی می مانی
- ۱.۵k
- ۱۱ مهر ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط