{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مرا شکستی و من باز با تو بد نشدم

مرا شکستی و من باز با تو بد نشدم

نشد شبیه تو باشم, نشد, بلد نشدم



اگرچه شد بدی ات زخم بر دلم بزند

ولی نشد که خیال تو را به هم بزند



بدی نمی کنم و از دلم نمی آید

منی که از بدی ات هم بدم نمی آید



نشسته ای به دلم مثل پیرهن به تنم

گذشته کار من از اینکه , از تو دل بکنم



مزن به این در و آن در که دست بردارم

تو هر چه هم بکنی باز دوستت دارم



خوشم به حال دلم که به درد تن داده است

خوشم, همینکه خیال تو را به من داده است..
دیدگاه ها (۲)

ﺩﻋﺎ ﻣﯿﮑﻨﻢ ...ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻮ ...ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩﻡ ...ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﻪ ﻣﺎﻥ ...ﮐﺴﯽ ﭺ ﻣ...

عـــــ ـــــزیـــ ـــــــزم.قـــــیــــــــد تــــــــ ـــــ...

Part ²⁰تا وارد شدن چشمم به پسری افتاد که....چرا اون اینجاست...

چند پارتی درخواستی

پرسه در جنگل...[پارت پنجم]صبح...نور کم‌رنگ خورشید از لابه‌لا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط