سکوت همه جا ساکت بود ساکت ساکت فقط یک صدا
سکوت همه جا ساکت بود ساکت ساکت فقط یک صدا
هق ...هق
آرام سرش را بالا می گیرد اشک هایش را پاک میکند آهسته قدم بر میدارد
سکوت این سوکت آزار دهنده این سکوت که باعث سردردش شده بود
به اطراف که نگاه میکرد ترسش بیشتر میشد آدم های که سنگ شده بودند با صورت های وحشت زده انگار در حال فرار بودند اما .... فرار از چی ؟
فرار از وجودیت ؟
فرار از زندگی؟
یا فرار از یک چیز ترسناک تر ؟
مشکل همین جاست اون نمیدونست کجاست کی هست
چرا اینجاست
یک صدا توی مغزش تکرار میشد
اما مشکل اینجا بود هیچی از این حرف نمی فهمید
حالا باید چیکار کنه
فرار کنه ؟
این راه تمومی نداره
بمونه ؟
این مکان خیلی ترسناکه
نفس عمیق بکشه ؟
اکسیژنی براینفس کشیدن نیست
انگار توی یک اقیانوس غرق شده با دست و پای که بسته شده داره دست وپا میزنه
یک کلمه بی فایده
بی عرضه
بی مصرف
چرا ؟
چرا ؟
چراااااا؟
چرا اون
چرا من
چرا ما
چراااااااا
هق ...هق
آرام سرش را بالا می گیرد اشک هایش را پاک میکند آهسته قدم بر میدارد
سکوت این سوکت آزار دهنده این سکوت که باعث سردردش شده بود
به اطراف که نگاه میکرد ترسش بیشتر میشد آدم های که سنگ شده بودند با صورت های وحشت زده انگار در حال فرار بودند اما .... فرار از چی ؟
فرار از وجودیت ؟
فرار از زندگی؟
یا فرار از یک چیز ترسناک تر ؟
مشکل همین جاست اون نمیدونست کجاست کی هست
چرا اینجاست
یک صدا توی مغزش تکرار میشد
اما مشکل اینجا بود هیچی از این حرف نمی فهمید
حالا باید چیکار کنه
فرار کنه ؟
این راه تمومی نداره
بمونه ؟
این مکان خیلی ترسناکه
نفس عمیق بکشه ؟
اکسیژنی براینفس کشیدن نیست
انگار توی یک اقیانوس غرق شده با دست و پای که بسته شده داره دست وپا میزنه
یک کلمه بی فایده
بی عرضه
بی مصرف
چرا ؟
چرا ؟
چراااااا؟
چرا اون
چرا من
چرا ما
چراااااااا
- ۱۸۰
- ۰۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط