با من بمان
با من بمان
آتسوشی از جاش بلند شد
فوکوزاوا : اممم خوب الان چی ؟
موری : به نظرم باید یک مکان برای استراحت و ماندن پیدا کنیم
کویو : ایده ای خوبیه
دازای : خوب ممممککککاااااانننن خووووووببببببب کجایییییییی بیااااااا اینجاااااااا
تانیزاکی : دازای سان انتظار ندارید که بیاید
دازای : نه ندارم پس بلند شید بریم
همه از جاشون بلند شدن
دازای : کدوم ور بریم ؟
موری: اااااااااااااااااااااااااااااااااا
یوسانو: درد بی درمون چته
موری روی زمین زانو زد: الیسسسسسس الیس من کجاستتتتتتتتت
آتسوشی : چون اون یک موهبت و ما موهبت هامون را از دست دادیم ......
موری : نههههههه ادامش را نگوووو
آتسوشی : باشه
آتسوشی از جاش بلند شد
فوکوزاوا : اممم خوب الان چی ؟
موری : به نظرم باید یک مکان برای استراحت و ماندن پیدا کنیم
کویو : ایده ای خوبیه
دازای : خوب ممممککککاااااانننن خووووووببببببب کجایییییییی بیااااااا اینجاااااااا
تانیزاکی : دازای سان انتظار ندارید که بیاید
دازای : نه ندارم پس بلند شید بریم
همه از جاشون بلند شدن
دازای : کدوم ور بریم ؟
موری: اااااااااااااااااااااااااااااااااا
یوسانو: درد بی درمون چته
موری روی زمین زانو زد: الیسسسسسس الیس من کجاستتتتتتتتت
آتسوشی : چون اون یک موهبت و ما موهبت هامون را از دست دادیم ......
موری : نههههههه ادامش را نگوووو
آتسوشی : باشه
- ۴۱۰
- ۲۶ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط