پارت هنتای
پارت 4 #هنتای#🔞
ا.ت رفت تو اتاق سانزو هم داشت پشت سرش میومد سانزو هم رفت تو اتاق و در رو قفل کرد ا.ت هم شروع کرد به در اوردن لباساش هر دوتاشون لبتساشون رو در اوردن و سانزو هم ا.ت رو پرت کرد رو تخت و شروع کرد به بوسیدن ا.ت هم دستاش رو دور گردن سانزو حلقه کرده بود سانزو از لبای ا.ت دل کند و رفت بایین تر گردن ا.ت رو کبود میکرد ا.ت هم ناله های ریزی میکرد
بعد اروم اروم رفت پایین تر و سینه های ا.ن رو میخور و باهاشون بازی میکرد شروع کرد گاز گرفتن سینه هاش
ا.ت: اااحححح اروم تر سانزو منم ادمم هااا
سانزو:... خیلی خوبی ا.تتتتت
سانزو رفت و هی چیز ا.ت رو میخورد
سانزو دی. کش رو به ا.ت مالید ا.ت هم خیلی تحریک شده بود
ا.ت: اااااححححح اون لعنتی رو بکن تو دیگهههه
سانزو: عهههه؟؟چرا که نه
یهو همش رو وارد ا.ت کرد و مهکم توی ا.ت میکوبید
ا.ت: اااحححح سان.. زو... مهکم.. تر
سانزو هم مهکم تر میکوبید که تزدیک بود تخت بشکنه
ا.ت: اححححح خیلی خوبه سانزوووو
سانزو: عالیه بیبی
بعد از ده بار ارضا شدن از ا.ت کشید بیرود و گذاشتش رو دهن ا.ت. ا.ت هم میخوردش و سانزو هم لذت میبرد
سانزو: اححح عالیه ا.تتتتت بیشتر بیشتر
ا.ت بیشتر میخورد تا توی دهن ا.ت کام کرد و از تو دهن ا.ت درش اورد و دراز گشید و ا.ت رو بلند کرد کذاشت رو خودش
سانزو: بشین ا.ت
ا.ت: صبر کن لعنتی خوب درد داره
ا.ت داشت اروم اروم میشست که سانزو گرفتش رو مهکم نشوندش رو خودش
ا.ت: احححح سانزو مگه مرض داری؟
سانزو: توکه هی گفتی بیشتر حالا نمبتونی یه دو نقه در رو تحمل کنی؟
ا.ت: دو دقه؟
بعدی..
ا.ت رفت تو اتاق سانزو هم داشت پشت سرش میومد سانزو هم رفت تو اتاق و در رو قفل کرد ا.ت هم شروع کرد به در اوردن لباساش هر دوتاشون لبتساشون رو در اوردن و سانزو هم ا.ت رو پرت کرد رو تخت و شروع کرد به بوسیدن ا.ت هم دستاش رو دور گردن سانزو حلقه کرده بود سانزو از لبای ا.ت دل کند و رفت بایین تر گردن ا.ت رو کبود میکرد ا.ت هم ناله های ریزی میکرد
بعد اروم اروم رفت پایین تر و سینه های ا.ن رو میخور و باهاشون بازی میکرد شروع کرد گاز گرفتن سینه هاش
ا.ت: اااحححح اروم تر سانزو منم ادمم هااا
سانزو:... خیلی خوبی ا.تتتتت
سانزو رفت و هی چیز ا.ت رو میخورد
سانزو دی. کش رو به ا.ت مالید ا.ت هم خیلی تحریک شده بود
ا.ت: اااااححححح اون لعنتی رو بکن تو دیگهههه
سانزو: عهههه؟؟چرا که نه
یهو همش رو وارد ا.ت کرد و مهکم توی ا.ت میکوبید
ا.ت: اااحححح سان.. زو... مهکم.. تر
سانزو هم مهکم تر میکوبید که تزدیک بود تخت بشکنه
ا.ت: اححححح خیلی خوبه سانزوووو
سانزو: عالیه بیبی
بعد از ده بار ارضا شدن از ا.ت کشید بیرود و گذاشتش رو دهن ا.ت. ا.ت هم میخوردش و سانزو هم لذت میبرد
سانزو: اححح عالیه ا.تتتتت بیشتر بیشتر
ا.ت بیشتر میخورد تا توی دهن ا.ت کام کرد و از تو دهن ا.ت درش اورد و دراز گشید و ا.ت رو بلند کرد کذاشت رو خودش
سانزو: بشین ا.ت
ا.ت: صبر کن لعنتی خوب درد داره
ا.ت داشت اروم اروم میشست که سانزو گرفتش رو مهکم نشوندش رو خودش
ا.ت: احححح سانزو مگه مرض داری؟
سانزو: توکه هی گفتی بیشتر حالا نمبتونی یه دو نقه در رو تحمل کنی؟
ا.ت: دو دقه؟
بعدی..
- ۴۶
- ۱۲ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط