{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر

دی شیخ با چراغ همی‌گشت گرد شهر
کز دیو و دد ملولم و انسانم آرزوست
گفتند یافت می‌نشود جسته‌ایم ما
گفت آنک یافت می‌نشود آنم آرزوست
هر چند مفلسم نپذیرم عقیق خرد
کآن عقیق نادر ارزانم آرزوست
پنهان ز دیده‌ها و همه دیده‌ها از اوست
آن آشکار صنعت پنهانم آرزوست
خود کار من گذشت ز هر آرزو و آز
از کان و از مکان پی ارکانم آرزوست
دیدگاه ها (۱)

...

...

زلف بر باد نده تا نَدَهی بر بادمناز بنیاد مکن تا نکنی بنیادم...

تو را من چشم در راهم شبا هنگام که می گیرند در شاخ «تلاجن» س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط