{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بیرون زدہ ام تا بدرم پردہ ے شب را

بیرون زدہ ام تا بدرم پردہ ے شب را

ڪاین نعرہ ے دیوانہ بہ ڪاشانہ نگنجد

#حسین_منزوے
دیدگاه ها (۱)

هر ڪہ را با خط سبزت سر سودا باشدپاے از این دایرہ بیرون ننهد ...

به یاد یار دیرین کاروان گم کرده را مانمکه شب در خواب بیند هم...

عشق تو است هر زمان در خمشی و در بیان ...

گیسوے تو، چشمان تو، مژگان تو رنگ شبانبنگر مرا ڪز عشق تو ، دی...

در شب‌های من، ستارگان را دگر توان درخشیدن نمانده استماه، از ...

عشق رازی‌ست که خورشید به بارانش گفتنیز رمزی که شقایق به گلست...

ازتبِ عشق تو دیوانه شدن یعنی عشقباهمه غیر تو بیگانه شدن یعنی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط