{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رفت آنکه بیشتر ز همه دوست دارمش

رفت آنکه بیشتر ز همه دوست دارمش
یارب به دستهای خودت میسپارمش
لعنت به من که جای بیابان سینه ام
باید درون بیت غزلها بکارمش
ابری شده هوای نگاهم ولی چه سود
کو شانه ای که سر بِگُذارم، ببارمش
تنها رفیق و همدم من قاب عکس اوست
هر لحظه جای او به بغل می فشارمش
از ترس اینکه شعر به بیراهه ها کشد
در پشت پلکهای غزل می گذارمش
تنها دلیل هر نفس و عاشقانه هام
شد آنکه دوست دارمش اما ندارمش
دیدگاه ها (۳)

رفت آنکه بیشتر ز همه دوست دارمشیارب به دستهای خودت میسپارمشل...

‌‌‌    ‍ ‌‌رفت آنکه بیشتر ز همه دوست دارمشیارب به دستهای خود...

رفت آنکه بیشتر ز همه دوست دارمش یـارب به دستهای خودت میسپارم...

رفت آنکه بیشتر ز همه دوست دارمشیـارب به دستهای خودت میسپارمش...

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

کپی ممنوع

سریال ترکی

#اخرین_پست_امشب 🙏🏻🌹بعضی شب‌ها، آدم فقط دلش می‌خوادشهر بخوابه...

کپی ممنوع

کپی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط