+ تو برای چی رو می‌گیری؟

+ تو برای چی رو می‌گیری؟
ـ خب برای این‌که نامحرم نبینَدم... قبول! کریم هم نامحرم است، اما...

باب‌جون گل از گلش شکفت، انگار چیزی کشف کرده بود. دست مریم رو‌ در دست گرفت: هان بارک‌الله! اشتباهت همین جاست؛ روگرفتن برای فرار از نامحرم نیست. وإلّا من هم می‌دونم نامحرم که لولو نیست، جخ پاری‌وقت‌ها مثل همین کریم اصلاً خودیه... نه! روگرفتن برای اینه که خدا گفته. خدا هم مثلِ رفیقِ آدمه. یک رفیق به آدم یک چیزی بگه، لوطی‌گری می‌گه باید انجام داد.

ـ این درست که خدا گفته، اما حکمتش همونه که گفتم، برای فرار از...

باب‌جون حرفِ مریم را بُرید:
+ حکمتش را ول کن. این‌جایش به من و تو دخلی نداره. وقتی رفیقِ آدم چیزی از آدم خواست، لطفش به اینه که بی‌حکمت و بی‌پرس‌وجو انجام بدی. اگه حکمتش رو بدونی که به‌خاطرِ حکمت دادی، نه به خاطر لوطی‌گری! جخ آمدیم و حکمتش رو نفهمیدی، اونوقت چی؟ انجام نمی‌دی؟

📕 #برگ: منِ او؛ رضا امیر‌خانی.
دیدگاه ها (۰)

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۷۸ | اسم یورا دوبا...

چند پارتی بازیچه

dark life=23

چند پارتی بازی ممنوع

contact 🍷#contract𝑃𝑇10ویو هویج:تولدها همیشه روزهای مهمی توی ...

عشقی حقیقی

contact 🍷#contract𝑃𝑇12ویو هویج:صدای آب، سکوت حموم رو پر کرده...

Heir of Light and Darknesspart : 15تهیونگ از صبح ساکت شده بو...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 17هر کسی رو که میبین...

کسخلان گروگان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط