دو تا گنجشک بودن

دو تا گنجشک بودن
یکی داخل اتاق یکی بیرون پشت شیشه
گنجشک کوچولو از پشت شیشه گفت:
من همیشه باهات میمونم.......
قول میدم!!!!!!
و گنجشک توی اتاق فقط نگاهش کرد........!!
گنجشک کوچولو گفت :
من واقعأ "عاشقتم" !!!!!!
اما گنجشک توی اتاق فقط نگاش کرد....!!!!
امروز دیدم گنجشک کوچولو پشت
شیشه اتاقم "یخ زده"
اون هیچوقت نفهمید ..............
گنجشک توی اتاقم "چوبی" بود !
حکایت بعضی ماهاست ..........
خودمونو نابود میکنیم
واسه "آدمای چوبی"
کسانی که نه مارو میبینن.........
نه صدامونو میشنوند..............
#kokoji
ﻗﻀﺎﻭﺕ ﻧﮑﻨﻢ .
دیدگاه ها (۱۲)

به عمم میگم نظرت چیه درمورد عمه بودنت ؟!!...........زل زد تو...

ﻣﻤﺪ ﺍﯾﻦ ﭼﺎﺩﺭ ﺧﻮﺷﮕﻠﻪ ؟ ﻧﻪ ﻋﻠﯽ ﺟﻮﻥ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ چادر عربیا بگیر . ....

پسره تو کلیسا نشسته بوده، یهو می‌بینه یه دختر خیلی خوشگل می...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ³⁸..< ⁰⁵ : ⁰⁰ AM >از خواب بیدار...

وقتی حالت بد بود ولی...pt³(end)ایرن:(خودم)کاپشن مشکیشو از تن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط