{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفت

قلبم بی تابانه بهانه ی کسی را میکند که بار سفر بسته و رفته است.
رفته و چقدر زود از یاد برده که
نگاهی بی صبرانه منتظر نگاه های اوست
که چقدر آغوشی تشنه ی بغل های اوست
و این قلب دیوانه ی من باید رنج بکشد و
صبوری کند.
تا از یاد ببرد صاحبش را.
تا عشقی که سراسر وجودش را به لرزه می انداخت را فراموش کند.
و فراموش کند که روزی کسی بود
که برایش زندگی بود.
دیدگاه ها (۲)

همیشه مردی را دوست داشتم :) که زن بودن را بفهمد ...تا بتوانم...

💠نشانه های دوست واقعی🌸امام علی علیه السلام فرمودند:🔰«لا يَكُ...

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

*.the Law of Violence.*

#سایه_های_نقره_ای ✨پارت هفتم: آینه‌ی سیاه و حقیقتِ خونینموجو...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۱: وداع در سکوتفضای فرودگاه به ط...

The Joke That Broke Us

💙در میان راهروهای سردِ بلاتکلیفی، هنوز صدای تپشِ قلبت را از ...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۱۸: نقابِ نفوذناپذیرحادثه‌ی اتاق،...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)»🎼 پارت پنجم: رقصِ سایه‌ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط