{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میخوام اتفاقی‌که امروز برامون افتادو بگم:

میخوام اتفاقی‌که امروز برامون افتادو بگم:
منو دوستم امروز رفتیم کیک فروشی برای مامانامون کیک بگیریم،کیکارو ک میخواستیم حساب کنیم،گفت اگه دانشجوییت تخفیف داره،منم بررررو بر نگاش میکردم‌و بعدش گفتم:کجای هیکل‌ما به دانشویا میخوره؟گفت خوب چ فرقی میکنه حالا دبیرستانی،بازم نگاش کردم گفتم کجای ما ب دبیرستانی میخوره؟
مرده بدبخت شاخ در اوورده بود،گفتم ما هفتمیم،خانوادگی قدمون بلنده،باره اخرت باشه سنه خانومای متشخصی مثله مارو بالا میبیرید،روز‌خوش







فک کنم واااقعا قانع شد،من خیلی پرروم
دیدگاه ها (۸)

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

🌱🍃 پیوسته دل به #صبحِ رخ تو چو ابرویت در بند طرّهٔ سر زلفِ...

آقای قالیباف حیف سردار که رفیقت بود کاشکی مثل سردار بودی ولی...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

♨️فعال شدن خط تخریب حمید رسایی انقلابی ترین نماینده مجلس توس...

احمق تر ازاصلاح طلبای خائن ندیدماصلاح طلبای غربگرا احمق اخه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط