{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازیدرخون

بازی_در_خون🍷🔪
پارت صد شصت چهار🍷🔪


نمیدونم چقدر خوابیدم
فقط وقتی بیدار شدم که تاریک تاریک بود

میخواستم تکون بخورم
ولی تو بغل یکی بودم

حدس اینکه اون کیه سخت نبود
کوروش بود

هیچ کدوم از اتفاقا یادم نبود

آروم لب زدم
+کوروش

هومی گفت توی خواب و یکم دستاشو تکون‌داد

وقتی می‌خوابید اخم میکرد
انگار که اخم عضو جدا نکردنی صورتش باشه..

دوباره صداش کردم
+سروش پاشو..

چشماشو باز کرد و لب زد
_نصفه شب چرا بیدار شدی جوجه بگیر بخواب

از درد داشت اشکم در نیومد
لب زدم
+شکمم درد می‌کنه...پاشو ببینم چیکار کنم

سریع روی تخت نشست
لب زد
_کجای شکمت درد میکنه؟

یاد اتفاقا افتادم
بیرون رفتن و اتاق پرو و بعد اون پسره که کم داشت
سرمو برگردوندم

با اخم گفتم
+هیچ جاش
دیدگاه ها (۱)

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد شصت پنج🍷🔪آروم شدم بغلش جادو میکرد ، سری...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد شصت شیش🍷🔪دیگه حرفی نزدم ، فقط چشمامو بس...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد شصت سه🍷🔪عقب کشیدم خودمو از ترس که اومد ...

بازی_در_خون🍷🔪پارت صد شصت دو🍷🔪لبمو از درد گاز گرفتمداشتم به خ...

درمانگر عشق. پارت۶۹

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط