چنان مستم چنان ریشمچنان سر گشته از خویشم

چنان مستم ...چنان ریشم...چنان سر گشته از خویشم ...
نمیدانم کجایم من...نمیدانم چه در پیشم

گهی خوابم ...گهی بیدار..گهی چون قاب بر دیوار...
نمیدانم کجایم من....نمیدانم چه در پیشم

چنان سوزم...چنان سازم...چنان عاشق به پروازم...
نمیدانم کجایم من ...نمیدانم چه در پیشم

گهی عابد...گهی زاهد...گهی بی دین و ایمانم...
نمی دانم کجایم من...نمیدانم چه در پیشم

چنان زارم ...چنان زارم...چنان منصور بر دارم...
نمیدانم کجایم من....نمیدانم چه در پیشم

گهی آبم ...گهی باران....گهی در بزم میخواران. ..
نمیدانم کجایم من...نمیدانم چه در پیشم

چنان اشکم ...چنان آهم ...چنان سالک به هر راهم ...
نمیدانم کجایم من....نمیدانم چه در پیشم

گهی عاشق...گهی فارغ...گهی کوه مع الطارق...
نمیدانم کجایم من...نمیدانم
دیدگاه ها (۱)

ما را نتوان پخت که ما سوخته ایمآتش نتوان زد که برافروخته ایم...

صبح امروزکسی گفت به من: تو چقدر تنهایی ! گفتمش در پاسخ :تو چ...

پاهایتان را هنگام راه رفتن تصور کنید…پای جلویی غروری ندارد...

متنی بسیار زیبا از نیما یوشیج :ﮐﺎﺵ ﺗﺎ ﺩﻝ ﻣﯿﮕﺮﻓﺖ ﻭ ﻣﯿﺸﮑﺴﺖﺩﻭﺳﺖ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط