{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه بچه ۳ ، ۴ ساله تو مطب دکتر اومد یک هسته هلو داد بهم من

یه بچه ۳ ، ۴ ساله تو مطب دکتر اومد یک هسته هلو داد بهم منم نازش کردم هسته رو گرفتم انداختم زیر میز !







چند ثانیه بعد دیدم دوباره آوردش ، این دفعه پرتش کردم یه جای دور دیدم دوباره آورد !







می خواستم این بار خیلی دور بندازمش که بغل دستیم بهم گفت عاقا این بچس ، سگ نیست !







طرف بابای بچه بود : سریع جامو عوض کردم خخخخخخ
امضاء بچه مسکو 
دیدگاه ها (۱)

.

.

کیا یادشونه؟؟؟؟

.

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

⭕️✍حکایتی بسیار زیبا و خواندنیبچه که بودم عموم برام یه کتونی...

" ویو لیا " احساس کردم یه نفر داره بیدارم میکنهیه چشمم رو نی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط