{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه بچه ۳ ، ۴ ساله تو مطب دکتر اومد یک هسته هلو داد بهم من

یه بچه ۳ ، ۴ ساله تو مطب دکتر اومد یک هسته هلو داد بهم منم نازش کردم هسته رو گرفتم انداختم زیر میز !







چند ثانیه بعد دیدم دوباره آوردش ، این دفعه پرتش کردم یه جای دور دیدم دوباره آورد !







می خواستم این بار خیلی دور بندازمش که بغل دستیم بهم گفت عاقا این بچس ، سگ نیست !







طرف بابای بچه بود : سریع جامو عوض کردم خخخخخخ
امضاء بچه مسکو 
دیدگاه ها (۱)

پارت ۶که یهو داشتم میخوردم زمین که دیدم شوگا اومد و با جادوی...

" ویو لیا " احساس کردم یه نفر داره بیدارم میکنهیه چشمم رو نی...

عشق در قلبی سنگی))part:5ویو تهیونگوقتی که جونگکوک گفت:(جونگک...

یه سناریو می‌خوام در مورد این که وقتی زنشونیم خب بعد یه دختر...

پارت سوم

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆P5کلید رو تو در ا...

چند پارتی (درخواستی)

Forbidden Weakness ضعف ممنوعهفصل دومp.6 (روایت از زبان جونگ ...

𝙉𝙖𝙯𝙖𝙧𝙞𝙮𝙚‌ٔ 𝙈𝙖 | نظریه‌ی ماــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

#in_your_eyespart_9۶ویو کایلا "یک ماه بعد"با صدای آلارم گ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط