{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو یه پاساژ راه میرفتم که یهو خوردم به یه نفر و اون افتاد

تو یه پاساژ راه میرفتم که یهو خوردم به یه نفر و اون افتاد زمین سریع رفتم بلندش کنم و گفتم واقعا عذرخواهی میکنم وقتی دستشو گرفتم دیدم طرف از این مجسمه های مانکنی هست که جلوی مغازه میذارن :| اطرافمو که نگاه کردم دیدم یه یارو داره بهم نگاه میکنه و یه لبخند تمسخر هم رو لباشه. بهش گفتم خنده داره من فکر کردم آدمه. یارو چیزی نگفت خوب که دقت کردم دیدم همونم یه مانکن دیگه است :| کلا دیگه سرمو انداختم پایین زدم به چاک :))
دیدگاه ها (۹)

تو یه پاساژ راه میرفتم که یهو خوردم به یه نفر و اون افتاد زم...

الگوی شما توی زندگیتون کیست؟بدون نگاه کردن به جوابا این تست ...

"آره من تنهام...چون تنهام دلیل نمی شه خوشحال نباشم...چون تنه...

تیـغ روزگــــــار . . . شاهـرَگـــــــــ "کلامَمـــــــــ" ...

the first lie

رومان روز برفی (پارت3)از از زبان ات اصلا دیشب نفھمیدم کہ چہ ...

ترکم نکن

𝐰𝐞𝐫𝐞𝐰𝐨𝐥𝐟 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐮𝐦𝐚𝐧𝐜𝐡𝐚𝐩𝐭𝐞𝐫 : 𝟏𝐩𝐚𝐫𝐭 : 𝟖𝟕ولی اونجا هم دخترا همش...

صدای مهیب p21

توجه توجه توجه نهضت خرید نکردن از فروشگاههایی که فروشندگان آ...

توجه توجه توجه نهضت خرید نکردن از فروشگاههایی که فروشندگان آ...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط