{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#ازدواج_اجباری

#ازدواج_اجباری

پارت 12

کوک: تههه انقدر سخت نکیر پیتزا سفارش دادم
ات: ممنونم .......عام من هنوز وقت نکردم به کارام برسم باید حیاط رو بشورم بهتره برم دیگه
جیمین: ابجی این وقت توی این سرما با این لباس نمیخواد بشین همینجا تمشب قراره تا صبح خوشبگذرونیم ببینننن*کلی خوراکی
ات: وایییییییییییی جیمینیییی*ذوق
کوک: ته پلیستیشنت کووو؟
ته: ات میدونه من میرم حموم*رفت
ات: خوب من میرم لباسمو عوض کنم و بیارم دستگاه رو خوراکیارو بچی.....
زینگگگگگگگگگگگ
کوک: فک کنم پیتزا رسید
ات: من میرم بگیرم
جیهوپ: نه بزار خودمون بریم لباست مناسب نیست🎀
ویو ات
باشه ای گفتم و رفتم بالا
لباسامو با یه لباس کیوت عوض کردم موهامم باز گذاشتم و شونشون کردم رایشمم پاک کردم رفتم پایین خوراکیا و بقیه وسایل رو چیدم روی میز که دیدم جونگکوک اومد.
کوک: بلدی بازی کنی
ات: نه فقط تو بلدی 😑
کوک:*خنده دندون خرگوشی
ات: اخیییییی خرگوش کوچولو خوب دیه بیا بازی کنیم
کوک: اول باید یه شرط بزاریم
ات: خوب بگو میشنوم
کوک: اگه من بردم جلوی همه ل-بای تهیونگ رو به مدت ۲۰ ثانیه میبوسی
ات: چییییییییییییییی
کوک: همینیکه هست خوب تو بگو
ات: اگه من بردم باید جلوی همه شلوار نامجون رو بکشی پایین 😂
کوک: ای شیطون خوب دیگه شروع کنیم

وسط بازی
کوک: چیشد خانم کیم ....داری میبازی..چییییییی د اخه چجوری
ات: خوب بجای اینکه حرف میزدی بازی میکردی
کوک: خوب دیگه دست اخره ببینیم کی میبره

بعد از بازی
کوک: خوب خانم کیم برو بعد اینکه اومد لباشو ببوس
شوگا: کوک خجالت بکش😑🤦‍♀پرورده کی تو
جین: مننننن ....پرورده منه من بودم چرا این پفکا انقدر پلاسیدس
کوک: ببینم*دهنشو باز میکنه
جین: اخخخخخ سگ چرا گاز میگیریییی انگشت وردوایدهندسامم خراب شددددددد
کوک: هیونگ انقدر نمک نریز لطفا پفک به این تردییی

ته: خوب دیگههه بسه چقدر زرزر میکنید بیاید بشینید فیلم بزاریم
ات: ت..ته..تهیونگ م.میشه یدقیقه بیا اینجا
ته: هوم اومدم
ات: خ..خوب خم ش‌.شو
ته: بیا خم شدم چ....*💋
ویو ات
تهیونگ رو صدا زدم و بهش گفتم که خم شه به محض اینکه خم شد لب-مو گذاشتم رو ل"بش و بوسیدمش مشخص بود تو شکه
کوک: اووووووووووووو آفرین ات حرعتش رو داشتی
نامجون: من میرم کتاب بخونم
جین: عوققققققققق باید چشامو با وایتکس بشورم ایششش
شوگا: ته ارامش داشته باش پیشنهاد کوک بود😑
ویو ته
ات منو بوسید و هنوز لباش رو لبم بود لباش مزه...مزه توتفرنگی میدن بقیه عضا هم داشتن زر میزدن که ات بعد ۲۰ ثانیه لباشو برداشت نگاش کردم و دیدم که لپاش گل انداخته😂✨‌.
کوک: افرین ات ولی لپات گل انداخته قیافت...وایییییییی
ات: یاااااااا میزنمتا
ته: تموم شد میشه بریم فیلم ببینیم
شوگا: موافقم
همه نشستن و دارن فیلم میبینن فیلم ترسناک
جین: واییییییییییی چقدر زشته
نامجون: بسملاه این فیلمو از کجا اوردید ناموسا
شوگا: عا من گفتم بزارن خجالت بکشید از سنتون
جیمین:*به شوگا چسبیده*😭
ته: من میرم دسشویی
ات: م..میشه م.منم ب.یام
ته: نه
ویو ته
بهانه دسشوییرو اوردم و رفتم تو اتاقم زیر چشامو با لوازم ارایش ات سیاه کردم و لبامو قرمز رو خودم یه پارجه مشکی انداخت و چشامو گنده کردم رفتم تو حال دیدم هنوز دارن فیلم رو نگاه میکنن یخورده رفتم جلو یه قاشق رو پرت کردم وسطشون که جین یه عربده کشید داشتم از خنده جر میخوردم دیدم ات گفت میره آب بیاره الان وقتشه اونو بترسونم از پشتش رفتم وآروم گفتم:
ته: بیبی گرل من دارم میام*اروم دستاشو از پشت میگیره
ات: جیغغفغغغغغغغغغغغغغغغ کمککک
کوک: ات هیههیهیهییه ‌واییییی شوگاااااااا اسلحه رو بیار بدو
ته: فک نکنم دلتون بخواد بمیره*حالت ترسناک و چاقو فیک رو میگیره زیر گلوی ات*
ات: تهیونگگگگگگ تهیونگگگگ*گریه و جیغ
ته: ول وول نخور*ترسناک
بچه ها تهبونگ الان میخواست اعضا رو بترسونه بخاطر فیلم ترسناکه)
ات: ت...تهیونگ*از حال میره
ته: وابیییییی ات ...ات چشاتو باز کن
کوک: تهیونگ😑تو بودی
جین: به قرآن کریم میکشمت کفاثتتت
جیمین: زیادی دارید زر میزنید ابجی قشنگم از حال رفته شماها اینجا دارید ک'ص میگید
تهیونگ بزارش رو تخت

نیم ساعت بعد
ویو ات
چشمامو اروم باز کردم و دیدم کل اعضا تو اتاق خوابشون برده بلند شدم برم آب بخورم که اتفاقی که افتاد یادم اومد تهیونگ کنارم بود ساعتو نگاه کردم ۴ صبح بود
ات: ت..تهیونگ *اروم*تهیونگ ‌‌‌
ته: اوممم چیه؟ * خابالود
ات: من تشنمه میترسم برم پایین
ته: خیل یخوب بیا بریم
بعد از اب خوردن دوباره میرن بخابن**

(پرش به فردا که هانی لونها عمه کیم مامان ات بابای ات مامان ته بابای ته میان عمارت)

........ادامه دارد❤️✨🎀
دیدگاه ها (۰)

درخواستی‌هاتون‌رو‌اینجا ‌بگید منتظرم تا بنویسمشون

آنگاه بود که فهمیدم بعد از سال ها فهمیدم که رویایی در بیداری...

پارت ۵ویو کوکرفتم سمت رودخونه..هوا خنک بود..آروم لباس هارو م...

#چرا -من PART6ات چون ...... اون حرفا چی بود تو گفتی(گریه ، د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط