بجا مانده از درخت

بجا مانده از درخت
به تمامیت سبز درخت
گره خوردم و
تمام باغ های جهان
از گل های روحم، رویید!
به اندیشه ی پرواز پرنده نگریستم
و تمام آبی های آسمان بارید!
به خاک های جهان، نگریستم و
تمام شاپرک های رنگین هستی، آرامید!
آفتاب را نوازش کردم
و تمام آبشار های نور بر جهان ریخت !
من باران را بوسیدم
و تمام چترهای رنگارنگ
در کویر احساس رقصید..!
دیدگاه ها (۱)

به من ، به خیالِ من اعتماد کن‌ !شاید کمی لازم است از این روز...

مادر بزرگم نقاش نیست؛ولی با یک کلام لبخندی روی لبهایم میکشد ...

اگر به خانه من آمدیبرای من ای مهربان چراغ بیاورو یک دریچه که...

جدا نکن راهت رااز من در دل زمستان هم ،سبز دوستت خواهم داشت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط