پارت
پارت 12
فقط 2 روز تا عروسی مونده عروسی سه شنبه بود ولی من از همین الان استرس گرفتم او راستی پاشم برم مدرسه بلند شدم رفتم دستشویی اومدم بیرون موهام شونه زدم موهای زردم یه رنگ لیمویی داشت شاید موهامو رنگ زدم مشکی کردم ارایش کردم لباس پوشیدم رفتم پاین یه چیزی خوردم رفتم مدرسه دم در فلیکس و جیسو رو دیدم که جیسو داشت گریه میکرد فیلیکس هم بغلش کرده بود از ماشین پیاده شدم که یکی از اون دخترا اومد سمتم
ببین جنی نامزد تو داره یه دختر دیگه رو بغل میکنه خیانت کاره
جنی: خواهیم دید
رفتم سمتشون چون جیسو پشتش بهم بود متوجه نشدم که اون جیسو عه موهای جیسو رو کشیدم
جنی: دختره هرزهه
جیسو: هق هق
جنی: جیسو توی که خیلی ببخشید
وقتی موهای جیسو رو کشیدم و بهش گفتم هرزه ناراحت شدم مهکم بغلش کردم و موها شو درست کردم و با فیلیکس رفتیم نشستیم روی نیمکت
جنی: جیسو چی شده داری گریه میکنی
جیسو: یکی از بچه ها تهدیدم کرد بهم گفت اگه باهام نباشی خیلی اذیتت میکنم هق هق
جنی: اسم بگو
جیسو: کیم رایان اونجا ست
دیدم که با بقیه نشسته بود داشت میخندید
جنی: فیلیکس حالا غیرت داری روی خواهرت پاشو بریم
فیلیکس: هرکی خواهرم رو اذیت کنه باید جنازشو ببینه
با فیلیکس رفتیم جیسو از پشت ما اومد
جنی: کیم رایان فکر میکنی با کی طرفی که اونو اذیت میکنی فکر کردی بی کسو کاره کسیو نداره
کیم رایان: اون وقت شما کی باشید
فیلیکس: برادرش
رایان: جئون فلیکس تو تو برادر
فیلیکس: اون روزو یادت رفته
رایان: متاسفم
فیلیکس: برو جلوش زانو بزن تلاش کن ببخشتت
رایان: باشه
ویو رایان
بین این همه ادم رفتم جلوش زانو زدم و طلب بخشش کردم که بهم یه سیلی محکم زد
جنی: بریم سرکلاس
همین شاید بد نشده باشه 🌸🌸
فقط 2 روز تا عروسی مونده عروسی سه شنبه بود ولی من از همین الان استرس گرفتم او راستی پاشم برم مدرسه بلند شدم رفتم دستشویی اومدم بیرون موهام شونه زدم موهای زردم یه رنگ لیمویی داشت شاید موهامو رنگ زدم مشکی کردم ارایش کردم لباس پوشیدم رفتم پاین یه چیزی خوردم رفتم مدرسه دم در فلیکس و جیسو رو دیدم که جیسو داشت گریه میکرد فیلیکس هم بغلش کرده بود از ماشین پیاده شدم که یکی از اون دخترا اومد سمتم
ببین جنی نامزد تو داره یه دختر دیگه رو بغل میکنه خیانت کاره
جنی: خواهیم دید
رفتم سمتشون چون جیسو پشتش بهم بود متوجه نشدم که اون جیسو عه موهای جیسو رو کشیدم
جنی: دختره هرزهه
جیسو: هق هق
جنی: جیسو توی که خیلی ببخشید
وقتی موهای جیسو رو کشیدم و بهش گفتم هرزه ناراحت شدم مهکم بغلش کردم و موها شو درست کردم و با فیلیکس رفتیم نشستیم روی نیمکت
جنی: جیسو چی شده داری گریه میکنی
جیسو: یکی از بچه ها تهدیدم کرد بهم گفت اگه باهام نباشی خیلی اذیتت میکنم هق هق
جنی: اسم بگو
جیسو: کیم رایان اونجا ست
دیدم که با بقیه نشسته بود داشت میخندید
جنی: فیلیکس حالا غیرت داری روی خواهرت پاشو بریم
فیلیکس: هرکی خواهرم رو اذیت کنه باید جنازشو ببینه
با فیلیکس رفتیم جیسو از پشت ما اومد
جنی: کیم رایان فکر میکنی با کی طرفی که اونو اذیت میکنی فکر کردی بی کسو کاره کسیو نداره
کیم رایان: اون وقت شما کی باشید
فیلیکس: برادرش
رایان: جئون فلیکس تو تو برادر
فیلیکس: اون روزو یادت رفته
رایان: متاسفم
فیلیکس: برو جلوش زانو بزن تلاش کن ببخشتت
رایان: باشه
ویو رایان
بین این همه ادم رفتم جلوش زانو زدم و طلب بخشش کردم که بهم یه سیلی محکم زد
جنی: بریم سرکلاس
همین شاید بد نشده باشه 🌸🌸
- ۴۴
- ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط