بی تو یک شب من تنها هوس کوی تو کردم

بی تو یک شب منِ تنها هوسِ کویِ تو کردم...
هوسِ مویِ تو و بویِ تو و رویِ تو کردم...
سرِ سجاده ی خود تا به سحرگاه نشستم...
بند از پای گسستم چشم ها بستم و در خویش شکستم..
گله کردم ز نگاهت وان دو چشمانِ سیاهت، بوسه ی گاه به گاهت...
گله کردم گله کردم به خدایت...!
دیدگاه ها (۱)

بی تو شب ماه ندارد ابر هم گاه ندارد به سحر راه ندارد در بساط...

نگرانم نگرانم...من پر از دغدغه و شب پر از آرامش و محجوب.من ق...

بعضیا مرد به دنیا میان بعضیا روزگار مردشون میکنه بعضیا مرد ه...

چه سرها در گریبان است ازین شبهای بی روشن

....با منی ، با همه یِ نازِ نگاهت مثلاًبا دل آراییِ آن صورتِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط