بسم الله الرحمن الرحیم
بسم الله الرحمن الرحیم
پاسخ قسمت دوم :
-مؤمنان نبايد كافران را به جاى مؤمنان به دوستى بگيرند و هر كه چنين كند در هيچ چيز او را از دوستى خدا بهرهاى نيست مگر اينكه از آنان به نوعى تقيه كند و خداوند شما را از عقوبت خود مىترساند و بازگشت همه به سوى خداست.(سوره آل عمران آیه 28)
روش شیطان: دردوران تحصیل کودکی و نوجوانی، بسیار تجربه کردید که برخی از بچههای شلوع و یا به تعبیری شرّ، به بچه متین و آرام می گفتند: اگر نمی ترسی، اگر جرأت داری، اگر بچه ننه نیستی، اگر ...؛ این کار را بکن. از روشهای شیطان برای بچههای بزرگسالتر هم همین است. شیاطین بیرونی دشمنان نیز همینکار را میکنند، برای شناسایی و نیز هدر دادن نیرو، می گویند: وقت تقیه گذشته است، درهر کجا و هر موضوعی خودت را آشکار کن، افکار، اطلاعات، اهداف و نقشههایت را سریع بیرون بریز تا تو را سریعتر شکار کنیم و هدر دهیم.
تقیه برای حفظ جان : پس یکی از اهداف اصلی تقیه حفظ جان در گاهیست که ممکن است خون بی جهت ریخته شود، و گرنه اگربرای حفظ اسلام و مسلمین، جان دادن لازم باشد، امر به مقاومت، جهاد و شهادت شده است.
چنان که امام باقر علیه السلام فرمودند: خُلِقَتِ التَّقِيَّةُ لِيُحْقَنَ بِهَا الدَّمُ فَإِذَا بَلَغَ الدَّمَ فَلَا تَقِيَّةَ-یعنی:تقيه براى جلوگيرى از خونريزى و حفظ جان انسانها است . هر گاه خونى ريخته شد ديگر جاى تقيه كردن نيست.
تقیه برای حفظ اسرار : از دیگر مقاصد تقیه، حفظ اسرار است. خب انسان عاقل، مؤمن و مسلمان، باید اسرار را حفظ کند و این اسرارصرفاً اطلاعات امنیتی و سیاسی نمی باشند. مگر انسان عاقل، هر چه را که میداند، در هر کجایی می گوید؟!
ابو بصير از شاگردان معتمد امام بود، گويد:از امام صادق عليه السّلام در باره احاديث كثير پرسيدم، فرمود: آيا چيزى از آنهائى را كه به تو گفتم پنهان داشتهاى كه بقيه اش را برايت بگويم؟ گفت به ذهن مرور کردم، شنیدهای نبود که بازگو نکرده باشم - چون حال مرا ديد، فرمود: امّا آنچه را براى يارانت گفته اى اشكالى ندارد، افشا كردن به اين است كه غير يارانت را به آنها خبر دهى.(المحاسن : 1/403/910)
پس در مورد تقیه و ضرورت آن به وقتش، بحث زیاد است، همین قدر اشاره شد که انسان عاقل را چارهای جز تقیه در وقتش وجود ندارد، پس چنین نیست که کسی بتواند به طور کلی بگوید که دیگر وقتش گذشته است! خیر، بلکه یک جایی واجب و لازم است - یک جایی شاید مستحب باشد - جای دیگری اصلاً لازم نیست و چه بسا اشکال هم داشته باشد، یا مکروه و حرام نیز باشد وموردش را شخص خودش تشخیص میدهد.(ادامه دارد...)
پاسخ قسمت دوم :
-مؤمنان نبايد كافران را به جاى مؤمنان به دوستى بگيرند و هر كه چنين كند در هيچ چيز او را از دوستى خدا بهرهاى نيست مگر اينكه از آنان به نوعى تقيه كند و خداوند شما را از عقوبت خود مىترساند و بازگشت همه به سوى خداست.(سوره آل عمران آیه 28)
روش شیطان: دردوران تحصیل کودکی و نوجوانی، بسیار تجربه کردید که برخی از بچههای شلوع و یا به تعبیری شرّ، به بچه متین و آرام می گفتند: اگر نمی ترسی، اگر جرأت داری، اگر بچه ننه نیستی، اگر ...؛ این کار را بکن. از روشهای شیطان برای بچههای بزرگسالتر هم همین است. شیاطین بیرونی دشمنان نیز همینکار را میکنند، برای شناسایی و نیز هدر دادن نیرو، می گویند: وقت تقیه گذشته است، درهر کجا و هر موضوعی خودت را آشکار کن، افکار، اطلاعات، اهداف و نقشههایت را سریع بیرون بریز تا تو را سریعتر شکار کنیم و هدر دهیم.
تقیه برای حفظ جان : پس یکی از اهداف اصلی تقیه حفظ جان در گاهیست که ممکن است خون بی جهت ریخته شود، و گرنه اگربرای حفظ اسلام و مسلمین، جان دادن لازم باشد، امر به مقاومت، جهاد و شهادت شده است.
چنان که امام باقر علیه السلام فرمودند: خُلِقَتِ التَّقِيَّةُ لِيُحْقَنَ بِهَا الدَّمُ فَإِذَا بَلَغَ الدَّمَ فَلَا تَقِيَّةَ-یعنی:تقيه براى جلوگيرى از خونريزى و حفظ جان انسانها است . هر گاه خونى ريخته شد ديگر جاى تقيه كردن نيست.
تقیه برای حفظ اسرار : از دیگر مقاصد تقیه، حفظ اسرار است. خب انسان عاقل، مؤمن و مسلمان، باید اسرار را حفظ کند و این اسرارصرفاً اطلاعات امنیتی و سیاسی نمی باشند. مگر انسان عاقل، هر چه را که میداند، در هر کجایی می گوید؟!
ابو بصير از شاگردان معتمد امام بود، گويد:از امام صادق عليه السّلام در باره احاديث كثير پرسيدم، فرمود: آيا چيزى از آنهائى را كه به تو گفتم پنهان داشتهاى كه بقيه اش را برايت بگويم؟ گفت به ذهن مرور کردم، شنیدهای نبود که بازگو نکرده باشم - چون حال مرا ديد، فرمود: امّا آنچه را براى يارانت گفته اى اشكالى ندارد، افشا كردن به اين است كه غير يارانت را به آنها خبر دهى.(المحاسن : 1/403/910)
پس در مورد تقیه و ضرورت آن به وقتش، بحث زیاد است، همین قدر اشاره شد که انسان عاقل را چارهای جز تقیه در وقتش وجود ندارد، پس چنین نیست که کسی بتواند به طور کلی بگوید که دیگر وقتش گذشته است! خیر، بلکه یک جایی واجب و لازم است - یک جایی شاید مستحب باشد - جای دیگری اصلاً لازم نیست و چه بسا اشکال هم داشته باشد، یا مکروه و حرام نیز باشد وموردش را شخص خودش تشخیص میدهد.(ادامه دارد...)
- ۳۲۹
- ۲۴ تیر ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط