{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا...! من به هر تحقیری که شدم باصدای بلندخندیدم، نامم

خدایا...! من به هر تحقیری که شدم باصدای بلندخندیدم، نامم راگذاشتندباجنبه!! بی آنکه بدانند، خندیدم تاصدای شکستن قلبم را نشنوند...!
دیدگاه ها (۱)

وقتی که تموم احساس دلتنگیت رابایک ((به من چه))پاسخ میگیری((ب...

اگه روزی داستانم را نقل کردی بگو:بی کس بود اما کسی را بی کس ...

درد داره ؛ یکی میشه همه ی زندگیت ! ولی هیچ جای زندگیت حضور ن...

آشفته ام! هر روز آشفته ترم! در دلم توفانی برپاست! خیال تو......

پنج سال پیش، با کلی رویا و شاید کمی تنهایی وارد این مسیر شدم...

ادامه پارت 194و دو طرف صورتش رو گرفتم و لباش رو بوسیدم. با ل...

دست از سرم برنمی‌داره این مریضی خسته شدم والا عاجزم کرده بدن...

جه‌یون:میخوام یه چیز مهم بهت بگم. جیسونگ:خب میشنوم برای همین...

لبخند قاتلپارت³¹ویو سلینهمه جا تاریک شده بود.فقط نور کم‌رنگی...

رمان:( تا وقتی که عاشقت شدم )

I'm not jealous part 55با احساس اینکه چند نفر بهم را زدم سرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط