{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی مرد معتادی هنگام اذان مغرب سیگار میکشید

روزی مرد معتادی هنگام اذان مغرب سیگار میکشید
در همان هنگام بچه هایش داشتند وضو میگرفتند که به مسجد بروند
پدربزرگشان که روی تخت نشسته بود منظره را تماشا میکرد.
رو به پسر معتادش کرد و گفت ؛
توخجالت نمیکشی ؟
بچه هایت دارند به مسجد می روند و اونوقت تو داری سیگار میکشی ؟
مرد معتاد رو به پدرش کرد و گفت :
دیدی فرق تربیت من و تربیت خودت رو ! ؟
پدر بزرگ که اشک در چشمانش جمع شده بود
سیگار رو از دست پسرش گرفت و کرد تو چشاش تا دیگه با بزرگتر خود این گونه صحبت نکند !!! :)
دیدگاه ها (۱۹)

شمع های سوزان کاپل: کای ، جنیسبک؟ تک پارتی ( Rose ) با لبخند...

روزی یه معتادی هنگام اذان مغرب سیگار می کشید... درهمان وقت ب...

معتادی هنگام اذان مغرب سیگار می کشید...در همان وقت بچه هاش د...

روزی یه معتادی هنگام اذان مغرب سیگار می کشید...درهمون وقت بچ...

روزی یه معتادی هنگام اذان مغرب سیگار می کشید... درهمون وقت ب...

روزی یه معتادی هنگام اذان مغرب سیگار می کشید...درهمون وقت بچ...

.... روزی یه معتادی هنگام اذان مغرب سیگار می کشید در همان وق...

❤️ روایتی از مردی که فرزندش مقابل چشمانش شهید شد: ♦️بخش کودک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط