یکی از اشناهاموندختر بود تعریف میکرد توی دبیرستان یه مع
یکی از اشناهامون(دختر بود) تعریف میکرد توی دبیرستان یه معلم مرد مجرد(معلم شیمی بوده)داشتیم.دم عید یه خط بی صاحب پیدا کردم خواستم معلممون را اذیت کنم اس زدم:سلام جیگر چطوری؟ اونم برام هفت سین شیمی را فرستاد. بعد که رفتیم سر کلاس گفت:هفت سین شیمی را که فرستادم برای کداماتون اومد؟ منم دستم را بلند کردم. دیدم برگشت بهم گفت:فکر نمیکردی گیرت بندازم هان!!!!
من0-@
معلم*-*
بچه ها:-)))
من0-@
معلم*-*
بچه ها:-)))
- ۴.۵k
- ۲۳ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۴۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط