{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاعری از چشم توعاشق شد و شعری نوشت

شاعری از چشم توعاشق شد و شعری نوشت
هم ردیف هم قافیه این گونه با دفتر سرشت

این جهانی که پرازنیرنگ وپرازغصه بود
در نظر در پیش تو بهتر شد از صد ها بهشت

خنده ی رفته ز لب ها باز برگشتند به لب
بوسه از لبهای تو شد از برایم سر نوشت

ماه من دنیای تارم پیش تو روشن شود
در کنارت ساختم دنیای زیبا خشت خشت

از تو گفتم دفترم از عشق تو شعله کشید
در کویر خشک سینه عشق تو اینگونه کشت

حال این سنگ صبور با بودن تو محشر است
این جهانم در کنارت با صفا تر از بهشت....
دیدگاه ها (۳)

سخت است بخندی و دلت غم زده باشدهر گوشه ای از پیرهنت نم زده ب...

‌ خواهم به فدای دلت ای یار بمیرم صد جام شراب خورده خمار بمیر...

ببین تمام من شدی اوج صدای من شدیبت منی شکستمت وقتی خدای من ش...

باید « تو» بگویی شبت آرام عزیزمتا با نفس گــــرم تـــــــو آ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط