{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بادی از قصر🌬️

بادی از قصر🌬️
پارت اول🏰
از زبان ایسان
داشتم توی حیاط قصر الکی می چرخیدم.....کل فکرم دنبال سونگ یون بود یعنی حالش خوبه.....
هونگ: عالیجناب
ایسان:بله
هونگ:خلاصه گزارشم از چین....
ایسان:بزارش برای بعد
هونگ:خوبید عالیجناب
ایسان:چی...من....امممم خوبم
هونگ:باشه پس من با اجازه شما می روم
ایسان:بسیار خب برو
از زبان سونگ یون
سونگ یون:سرپرست یانگ اونجایی؟
یانگ:بله بانوی من
سونگ یون:باید برای کاری به چین برویم
یانگ:ولی بانوی من ما نمی تونیم همینطوری قصر را ترک کنیم باید اجازه اش را بگیریم
سونگ یون:می‌دونم ولی.....
وون-بین:سونگ یون
سونگ یون:بانوی من چی شده اومدید اینجا
وون-بین:داشتم رد میشدم و شنیدم تو می خوای به چین بری
سونگ یون:بله بانوی من
وون-بین:خوبه من خودم همه چی را به بانو هه بین میگم تو با خیال راحت برو
سونگ یون:از لطف شما متشکرم بانوی من
دو ساعت بعد
از زبان سونگ یون
با سرپرست یانگ رفتیم به چین و می خواستیم با امپراتور چین حرف بزنیم
ژانگ:وایستید شما کی هستید؟
سونگ یون:من بانو سانگ سونگ یون هستم و اینم ندیمه من سرپرست یانگ چو بی هست
ژانگ:شما کره ای هستید...نمیتونم اجازه بدم برید
سونگ یون:اما.....
ژانگ:نمیتونم این اجازه را بدم
یانگ:چطور جرأت می کنی با همسر پادشاه کره اینطوری رفتار کنی
ژانگ:شما همسر پادشاه ایسان هستید؟
سونگ یون:بله من همسر چهارم از پنج تا همسر پادشاه ایسان هستم
ژانگ:لطفاً منو بخاطر جسارتی که بهتون کردم ببخشید من اصلا نمیدونستم
سونگ یون:بسیار خب می بخشمت ولی باید پادشاه تان را ببینم
ژانگ:حتما بزارید ورودتون را اعلام کنم
یانگ:عجب مردی هست....
ژانگ: عالیجناب همسر پادشاه کره اینجا هستند
شیائولونگ: آه شما بانو سانگ هستید
سونگ یون:بله قربان من هستم آمدم تا نقاشی شما را برای پادشاه ایسان ببرم
شیائولونگ:باشه دخترم بیارش
سونگ یون:ممنون
شیائولونگ:ایشون دخترم هستند سولار
سونگ یون:خوشبختم بانوی من
سولار:از لطف شما متشکرم بانو سانگ
سونگ یون:ما با اجازتون می رویم
شیائولونگ:بسیار خب سفر به سلامت
فلش بک به سه روز بعد
بالاخره رسیدیم
ایسان:سونگ یون اومدی
سونگ یون:بله پادشاه نقاشی را براتون آوردم
ایسان:ممنونم
سونگ یون:کاری نکردم عالیجناب
ادامه دارد.....
دیدگاه ها (۰)

امروز خیلی نی نی خارپشت می بینم💫✨💫

آرت های من از شخصیت های یاندره به سبک سونیک...

بچه ها می خوام ان شاءالله یک رمان هم با موضوع تاریخ کره بنوی...

دوست داشتید ماریا کدام شکلی باشد؟؟؟

اسم فیک :عشق رویایی پارت :۸ +پلکام انقدر سنگین شده بود که اج...

عاشقانه ای در دهه ۵۰ پارت ۱۹ فلش بک به فردا صبح از خواب بید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط