عشق رادوست داشتن راان بار تو برام معن نان گونه عش
عشق را،دوست داشتن را،اين بار تو برايم معنى كن!اين گونه عشق براى من تعبير ديگرى دارد.من همانند ماهى هستم كه تا واپسين لحظات زندگى ام در طلب اب هستم.دلتنگ توام بيا و به من بياموز كه چگونه دلتنگی خود را درمان كنم،به من بياموز كه چگونه ريشه عشق تورا از وجودم بخشكانم،به من بياموز كه چگونه اشک هاى خودرادر كاسه ى چشمانم غرق كنم؛درسفيدى چشمانم شاخه هايى سرخ روييده رمقى بر تن و جانم نمانده است،اكر من ميزان عشقى كه به تو داشتم رابراى درياباز گو ميكردم طوفانى ميشد و هيچ گاه ارام نمیگرفت.شمع وجودم رو به خاموشى گروييده، تمام وجودم را سرمايى وصف نا شدنى فراگرفته است؛ اماتوديگرنيستى كه گرماى دستانت شعله ى جان مرا روشن نگه دارى.اما من...من تورا به خيالى بسنده ميكنم؛ من محكوم شده ام،محكوم به اينكه قلبم مرا رها نكندوعشق تو هم چون غده اى سرطانى در وجودم تنيده شود، خورشيد زندگانى ام غروب كرده است وديگر قصد طلوع ندارد.در قلبت مزارى برايم بنا كن تا اين بار عشق برايم معنى شود.
- ۳.۴k
- ۲۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط