{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}


به پرواز
شک کرده بودم
به هنگامی که
شانه هایم
از توان سنگین بال
خمیده بود ..


#شاملو
دیدگاه ها (۱)

گفت از پشت تلفنگونه هایت را می‌بوسم! من که چیزی حس نکردم، ام...

یه مدل " دوست دارم " هست که گفته نمیشه، فقط فهمیده میشهبهش م...

دین و ایمـونت چیه پسـر...؟+مومنِ چشم هاشـم....#فاطمه_صابری_ن...

یک لحظه خواستمت..همچون کودکی کهناشیانه دست برآتش فرومیبرد..خ...

✍🏼غم،باری سنگین،بر شانه‌هایی خمیده.‌صدایی خاموش،در گلو،و اشک...

ازکنارِهم گذشتیم؛چهره‌ات رافراموشکردهبودم...تو را؛از زخم‌های...

شانه ات را دیر آوردی سرم را باد برد خشت خشت و آجر آجر پیکرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط