{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

playmate p

#playmate p⁶⁴
جیمین:بخواب تهیونگ همش خوابه
جیمین:کاش واقعا همه اینا یه خواب بود(زیر لب)
*جیمین یه قرص خواب اور و مسکن دیگه به تهیونگ داد .
دستور داده بود رد اون فرد و بزنن کی بود؟ از کجا پیداش شده بود؟

بیمارستان ساعت ۶ صبح:
■□کوک ویو
به ات نگاه کردم از خودم بیشتر متنفر شدم چطوری؟قرار بود من مراقب اون باشم اما..اون مراقب من بود
کوک: ات بلند شو دیگه الان انقدر حرف میزنم تا بیدار شی
کوک:یادته روز اولی که رفتی مدرسه؟یادته موهاتو دادی تا من برات ببندم؟ وقتی از مدرسه اومدی بهم نگاه کردی خندیدی
کوک: بهم گفتی بچه ها بهت خندیدن اما تو بهشون بیشتر خندیده بودی
کوک:از همون اول تو دیونه تر بودی یادته بعدش باهم دعوا کردی ؟ که چرا بلد نیستی موهای منو قشنگ ببندی... دیدی اخرش یاد گرفتم!
کوک:یا مثلا اون روزی که منو به دوستات به عنوان بادیگارد شخصیت معرفی کردی واقعا چی تو سرت گذشته بود؟(لبخند تلخی زد و بغص گلشو گرفت)
کوک:بادیگارد شخصی نمیزاره تو این وضعیت باشی و انقدر درد بکشی..
کوک:اهاا یادته باهم میرفتیم‌پشت چراغ قرمز و میگفتیم دوست داریم کدوم ماشین مال ما باشه؟
کوک:یا وقتایی که تو پارک ادما رو دید میزدیم و میگفتیم دوست داریم جای کدومشون باشیم؟
کوک:تو همیشه بچه هایی رو انتخاب میکردی که با مامان باباشون اومده بودن پارک میگفتی... میگفتی دوست داری جای اونا باشی
کوک:ات بلند شو دیگه بلند شو تا دوباره باهم دعوا کنیم سر اینکه چرا لباسای منو میپوشی سر بیرون رفتنت سر غذا ...
کوک: بلند شو بلند شو برای یه بارم که شده سرزنشم کن بگو چرا کافی نیستم بهم بگو چرا مراقبت نیستم بهم بگو چرا برات کم گذاشتم

■□راوی:
تهیونگ پشت در اتاق بود و تک تک حرفای کوک و شنید تک تک اون کلمات مثل تیری بود به پیکر بی دفاع کیم زندگی تهیونگ هرچقدرم که سخت بود اما هیچ وقت عین ات و کوک نبود هیچ وقت سر چهار راه دست فروشی نکرده بود هیچ وقت ....

●○تهیونگ ویو:
با چه رویی پاشدم اومدم اینجا؟
چطور به خودم اجازه دادم؟
اومدم که چی؟
این حرفا این فکرا ....
یاد حرفای اجوما افتادم:
اگر کسی واقعا یکی رو دوست داشته باشه برای به دست اوردنش هر کاری میکنه نمیزاره کوچیک ترین اسیبی ببینه دنیا رو براش به اتیش میکشه تا ثابت کنه عشقش از روی هوس نیست مراقبشه درست عین یه محافظ حساب شده عمل میکنه چشمش جز اون کسی رو نمیبینه
تهیونگ:
من حتی آدم مناسبی برا خودم نیستم چطور میتونم برای ات بهترین باشم؟
من لیاقت ات و نداشتم هرچند هنوز باور داشتم این عشق نیست نکه هوس باشه هه نه حس عجیبیه که هیچ اسمی برای ندارم.
دیدگاه ها (۹)

#playmate p⁶⁵●○راوی ویو:کوک ۲ شب بود که نخوابیده بود و فقط ب...

#playmate p⁶⁶بیمارستان :دکتر:جناب جئون کوک:بله؟دکتر:خوشبختان...

خب عشقای من بیاید به چند تا سوال جواب بدید:۱.نظرتون راجب رما...

#playmate p⁶³راوی:بعد از چند مین پرستار تهیونگ و راهنمایی کر...

ات بعد از پهن کردن لباسا گفت: بازم فکرت به این موضوع درگیره؟...

ات با تعجب گفت: سانگ چی میگی؟ کوک : ات درسته؟ات: سانگ بگو که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط