{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Hidden Melody in Midnight Seoul

Hidden Melody in Midnight Seoul
p.21

(از زبون نویسنده: غم داره آروم و عمیق تو دل هر دو نشسته)

روزها مثل یه فیلم کند شده بودند. ا.ت صبح‌ها با چشمای پف کرده بیدار می‌شد. قهوه‌ش رو می‌خورد ولی طعمش مثل همیشه نبود. بعد می‌رفت جلوی لپ‌تاپ و سعی می‌کرد کار کنه، ولی بیشتر وقت‌ها فقط به صفحه خیره می‌ماند و به تهی فکر می‌کرد. گاهی یه ملودی غمگین می‌ساخت و اسمش رو می‌ذاشت
بارون گمشده.

(غم عمیق و دلتنگی)

جونگ‌کوک هم تو استودیو بیشتر وقت‌ها ساکت بود. اعضا گاهی می‌پرسیدن چی شده، ولی اون فقط لبخند تلخی می‌زد و می‌گفت هیچی. شب‌ها که تنها می‌ماند، به عکس‌های قدیمی که مخفیانه از ا.ت گرفته بود نگاه می‌کرد. دلش آنقدر تنگ بود که گاهی نفس کشیدن سخت می‌شد.

(غم سنگین)

یه شب بارانی، ا.ت نتونست بیشتر تحمل کنه. رفت روف‌تاپ مورد علاقه‌ش و زیر بارون ایستاد. موهاش خیس شد ولی حرکت نکرد. گوشی‌ش رو درآورد و چت رو باز کرد. ساعت‌ها به پیام‌های قدیمی نگاه کرد و اشک ریخت.

(غمگین)

+ چرا همه چیز اینقدر پیچیده شد... من فقط تو رو می‌خواستم، نه این همه سوال.

جونگ‌کوک هم همون لحظه تو بالکن خونه‌ش ایستاده بود و به بارون نگاه می‌کرد. گوشی رو برداشت و چند بار تایپ کرد و پاک کرد. بالاخره یه پیام فرستاد.

(دل شکسته)

- ا.ت... بدون تو همه چیز بی‌رنگ شده. هر شب به بارون نگاه می‌کنم و یاد تو می‌افتم. اگه اشتباه کردم، بگو چطور جبران کنم. فقط... نرو.

ا.ت پیام رو خوند و قلبش فشرده شد. دلش می‌خواست سریع جواب بده «بیا پیشم»، ولی یه چیزی هنوز جلوش رو گرفته بود.

(غم و تردید)

+ دلم برات تنگ شده تهی... ولی هنوز نمی‌تونم. نیاز به زمان دارم.

جونگ‌کوک پیام رو خوند و گوشی رو محکم تو دستش فشرد. چشماش خیس شد ولی اجازه نداد اشک بریزه.

(غم عمیق)

- هر چقدر زمان بخوای صبر می‌کنم. فقط بدون که من اینجام... همیشه.

بارون شدیدتر می‌بارید و هر دو جدا از هم، زیر همون بارون به هم فکر می‌کردند. فاصله فیزیکی کم بود، ولی غم بینشون مثل یه اقیانوس شده بود.

اون شب هیچ‌کدوم راحت نخوابیدن. هر دو به سقف خیره شده بودن و به روزهایی فکر می‌کردن که همه چیز ساده و قشنگ بود.............
ادامه دارد..........
دیدگاه ها (۰)

Hidden Melody in Midnight Seoulp.22(از زبون جونگ‌کوک)این روز...

Hidden Melody in Midnight Seoulp.23(از زبون جونگ‌کوک)امروز ی...

Hidden Melody in Midnight Seoulp.20(از زبون نویسنده: غم داره...

Hidden Melody in Midnight Seoulp.19(از زبون نویسنده: غم داره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط