{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنچنان زیبا تومیخندی که جادو میشوم

آنچنان زیبا تومیخندی که جادو میشوم
مثل یک کودک دمادم پر هیاهو میشوم
تا به گل ها میرسی آنها خجالت میکشند
غنچه ها گل می دهد منهم غزلگو میشوم
پیش من باشی به دستان تو عادت میکنم
گر تو از پیشم روی بسیار ترسو می شوم
هر کجا باشی تو آنجا را بهشتم می کنی
تونباشی پیش من هرلحظه اخمو میشوم
تا قیامت پیش من باش و مرا ترکم نکن
درکنارم توبمانی خوب وخوشرو می شوم..
دیدگاه ها (۱)

من بی تو نیستم، تو بی من چه می‌کنی؟بی‌صبح ای ستاره‌ی روشن چه...

نه رام و اهلیِ چشمی شدم، نه پابندشبه غیرِ چشم تو با شورِ بی ...

تو که رفتی به خدا از همه وحشت کردمبعد تو حوصله همراه دلم رفت...

آنکه آمد... خسته آمد... خسته رفتدفتر دل را نخواند و بسته رفت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط