{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

💔 تقدیمی💔

💔 تقدیمی💔
در خیالات خودم در زیر بارانی که نیست
می رسم با تو به خانه، از خیابانی که نیست
می نشینی روبرویم، خستگی در می کنی
چای می ریزم برایت، توی فنجانی که نیست
باز می خندی و می پرسی که حالت بهتر است
باز می خندم که خیلی، گرچه می دانی که نیست
شعر می خوانم برایت، واژه ها گل می کنند
یاس و مریم می گذارم ، توی گلدانی که نیست
چشم می دوزم به چشمت، می شود آیا کمی
دستهایم را بگیری ، بین دستانی که نیست
وقت رفتن می شود، با بغض می گویم نرو
پشت پایت اشک می ریزم، در ایوانی که نیست
می روی و خانه لبریز از نبودت می شود
باز تنها می شوم، با یاد مهمانی که نیست....
دیدگاه ها (۳)

دیدی که سخت نیست تنها بدون من....دیدی که صبح میشود شبها بدون...

من عادتم شده تنها بدونه توهر روز راه برم تو این پیاده رومن ع...

تو فقط مال همین قلب پر احساس منی!منم آن مزرعه ی عشق تو آن دا...

- شعر تویی و من شآعرَت . .در خیالات خودم ، در زیر بارانی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط