{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگی های آدمی را باد ترانه ای می خواند

.
دلتنگی های آدمی را ، باد ترانه ای می خواند
رویاهایش را آسمان پر ستاره نادیده می گیرد
و هر دانه ی برفی به اشکی نریخته می ماند
سکوت سرشار از سخنان ناگفته است
از حرکات ناکرده
اعتراف به عشق های نهان
و شگفتی های بر زبان نیامده
در این سکوت حقیقت ما نهفته است
حقیقت تو و من

برای تو و خویش چشمانی آرزو می کنم
که چراغ ها و نشانه ها را در ظلماتمان ببیند
گوشی که صداها و شناسه ها را در بیهوشی مان بشنود
برای تو و خویش روحی که این همه را در خود گیرد و بپذیرد
و زبانی که در صداقت خود ما را از خاموشی خویش بیرون کشد
و بگذارد از آن چیزها که در بندمان کشیده است
سخن بگوییم
مارگوت_بیکل
ترجمه احمدشاملو
دیدگاه ها (۲)

نگاهت میکنم وته مانده های اتشی کهدر زیر خاکستر شعرم _ انگار ...

اینکه قهوه ام رو تلخ می خورم، یعنی هیچ دلیلی واسه خوشحالی ال...

جایی میان قلب هستکه هرگز پر نمی‌شود !یک فضای خالیو حتی در به...

دلشکستگی مثل زخم کف دست است. هیچ کاری نمی شود برای بهبودش کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط