{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدای خنده ات مرا به انحراف می کشد،

صدای خنده ات مرا به انحراف می کشد،

و روح خسته ی مرا به انعطاف می کشد!

ببین چگونه عاشقم که با امید دیدنت

دلم دو پای خسته را به کوه قاف می کشد،

کجای رشته گم شدی که من کلافه مانده ام
و دل عذاب دیگری از این کلاف می کشد!

خدای من تو می شوی و یک اشاره ات مرا

دوباره پیش مردمان به اعتراف می کشد!

مرا فقط پرستشت و اشتیاق سجده ای

به کعبه ی نگاه تو به این طواف می کشد

همین خدا همین خدا، مرا به عشق ذات خود
سه روز نه، که سالها به اعتکاف می کشد
دوباره کفر گفته ام، دوباره توبه می کنم

دوباره دیدنت مرا به انحراف می کشد !

مریم_صفری
دیدگاه ها (۱۰)

اشعار یزدان رستمی اصل و محمدمهدی عسگری فکور

حماسی

با خارها راهش را میبندم: شباهت فرقه سبائیه و بهائیت

صدای خنده ات مرا به انحراف می کشد، و روح خسته ی مرا به انعط...

کلافه کرده هر شبم ، کلاف بوسه های تومعاف می شود لب از عفاف ب...

شبی که با غزلم ائتلاف می کردیدوباره موی قشنگت کلاف می کردیمر...

چه جانماز پی اعتکاف برداردچه ذوالفقار به عزم مصاف برداردعلی ...

روحت شاد گوهرشادبا آن ایوان دیوانه‌کنندهبا این کبوتران متوسل...

چه جانماز پی اعتکاف برداردچه ذوالفقار به عزم مصاف برداردعلی ...

تو پاره ی تنی به "نبی" مثل "فاطمه"این حرف من که نیست حدیث پی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط