{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از آینده

از آینده
پارت ۳۰

یونگی: واییی باز حرفامو به زبون اوردم وایییی چه بدبختیه(تو ذهن)

جیمین: پیسی

یونگی:بله (سرد)

جیمین: یااااا دیگه انقدر شرد نباس

یونگی :وایسا بریم خونه بلایی بر سرت بیارم تا یو ماه نتونی راه بری

جیمین : یااااا برا چی

یونگی : تو وایسا بریم خونه

ته: راستی هیونگ

یونگی: چه مرگته

ته: نارنگی آوردن رو میزه ههه(خنده)

یونگی : کوووووووو

ته: او اونا

یونگی : وای وای نارنگی فااااااااا (مثلا داره بو میکنه) بو بهشت میدههههههه

نامی: یونگی هیونگ نارنگی نخوره ساکت داد نزن آبرومون رو بردی من چی کم گذاشتم از این بچه ها خدا

جین : عزیزم تو خودتو عزیز نکن خرن دیگه

یونگی : هوووو هیونگ خر با کی بودی

جین: معلومه که شما

یونگی :ببین میام ده.....

هوبی: آقا آقا بسه دیگه

ته: داش یکم آروم باش

کوک: واییی حوصلم سر کوفته نانای نانای لالا لالا

ته: بیبی کوشولو کی بودی تو

کوک: من کوچولو نیستم من بزرگم

ته: تو راست میگی

کوک: ته ته من ۱۷ سالمهههه

ته: دیگه کوچولویی بزرگه بالای بیست هستن نه پایین بیست

کوک: وایسا بریم خونه تو وایسا

خوب خلاصه مهمونی این بود : عضا بعد کمی بحص کردن بلند شدم کمی قر دادن با باند های دوست حرف زدن و رقصیدن و جیهوپ سر خودشو می‌کوبید به دیوار که چرا جیا رو نیورده و الان باید دق بخوره و نشستن یه لیوان شراب خوردن و بعد رفتن

(خونه تو اتاق یونگمین )
(اتاقاشون جیغ هم بزنی ازش صدا در نمیاد )
یونگی جیمین رو میزاره رو زمین و قر میزنه سرش

یونگی: مرض داشتی از اون خودی ها چرا خوردی به چه دلیل الان دیدی مستی هی بهت میگم نخور نخور نخور انگار نه انگار انگار خر داره باهات حرف میزه

جیمین از این همه حرف های یونگی کلافه شد و یکی زد زیر گوشش

یونگی دست به صورت: تو.. تو الان منو زدی

جیمین : آره زدم خیلی قر زدی سرم رفت
یونگی صبرش سر اومد و جیمین رو بلند کرد محکم انداختش رو ..........

چطورشد ؟
بچه ها پارت بعد یکم چیزه بدت میاد نگاه نکن 😊
بوس بوس باییییی
دیدگاه ها (۳)

اصلا نرمال بیست 😅🤣

وایییی لیسااااا😅😭

مافیای من پارت ۲۹ (خونه) هوبی: بچه ها بچه هااااااا جین: ...

از آینده پارت ۱۷ مامان جین:همین که گفتم دیگه با اون پسر هم...

دی چنگ عشق

در چنگ عشق

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط