p7
چند ماه بعد
ویوکوک
تقریبا ۵ ماهه منو ات ازدواج کردیم من ازش خواستگاری کردم اجازه رابطه رو داده اما میگه بچع نمیخواد منم ارزوشو دارم امروز تصمیم گرفتم چیز خورش کنم تا بتونم به ارزوم برسم
رفتم آب...............گرفتم تا بدم بهش بخوره
ساعت ۳ ظهر
کوک: بیبی من اومدممم
ات: اومدیییییییییییییییی کوکی
کوک: جانم
ات: کجاست
کوک: چی
ات: نمیدونییییییییییی
کوک: من تسلیمم بفرمایید اینم اب میوه(همون ابه)
ات: اخ جوننننننن بوس بهت
نیم ساعت بعد
ات: کوکککککککک شام آمادس
کوک: اوک الان میام
بعد از شام
ات: کوک من حالم خوب نیست میرم بخوابم
کوک: اوکی برو شب بخیر بیبی
ات: شب بخیر
ویپ ات
نمیدونم یهو چی شد بعد از خوردن اب انبه اینجوری شدم هوفف بهتره برم بخوام حالم خوب میشه
صب روز بعد
ویو ات
به حس حالت تهوع بلند شدم
رفتم WC و بالا اوردم ینی چی نه بابا امکان نداره من......... من باردار نیستم بهتره به کوک بگم چون بهش گفت بودم
ادامه دارد
ببخشید توی این شرایط نتونستم زیاد بنویسم
ویوکوک
تقریبا ۵ ماهه منو ات ازدواج کردیم من ازش خواستگاری کردم اجازه رابطه رو داده اما میگه بچع نمیخواد منم ارزوشو دارم امروز تصمیم گرفتم چیز خورش کنم تا بتونم به ارزوم برسم
رفتم آب...............گرفتم تا بدم بهش بخوره
ساعت ۳ ظهر
کوک: بیبی من اومدممم
ات: اومدیییییییییییییییی کوکی
کوک: جانم
ات: کجاست
کوک: چی
ات: نمیدونییییییییییی
کوک: من تسلیمم بفرمایید اینم اب میوه(همون ابه)
ات: اخ جوننننننن بوس بهت
نیم ساعت بعد
ات: کوکککککککک شام آمادس
کوک: اوک الان میام
بعد از شام
ات: کوک من حالم خوب نیست میرم بخوابم
کوک: اوکی برو شب بخیر بیبی
ات: شب بخیر
ویپ ات
نمیدونم یهو چی شد بعد از خوردن اب انبه اینجوری شدم هوفف بهتره برم بخوام حالم خوب میشه
صب روز بعد
ویو ات
به حس حالت تهوع بلند شدم
رفتم WC و بالا اوردم ینی چی نه بابا امکان نداره من......... من باردار نیستم بهتره به کوک بگم چون بهش گفت بودم
ادامه دارد
ببخشید توی این شرایط نتونستم زیاد بنویسم
- ۱۹.۶k
- ۱۱ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط