می نویسم من برایت از دلم

می نویسم من برایت از دلم
می کنم اِفشا من امشب، راز خویش

تو برایم از کلام عشق گو
من برایت قصّه ی دلدادگی

من برایت سازی از دل می زنم
تو بخوان آواز گرم زندگی

آه ای سرسبز تر از دشت هـا
بی تو بر چَشمم نشینَد شبنمی

در بهـارِ سبزِ رویا های من
همچو عطر یاس و عطر مریمی

من پر از احساس بودن با توام
این تویی درمانگر غم های من

می زنم فریاد و می گویم به تو
«دوستت دارم »همه دنیای من
دیدگاه ها (۵)

بغلم کن جانا... نفسم،گرمی آغوش تو را می خواهد... بغلم کن....

لب های تو لب نیست! عذابیست الهیباید که عذابی بچشم گاه به گاه...

صبر دل را چه کنم،چون تو قرارم باشیدیدگانم چه شود،اشک بهارم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط