بغلم کن جانا

بغلم کن جانا...

نفسم،گرمی آغوش تو را می خواهد...

بغلم کن...

تا در آغوش تو از یاد ببرم،

نفس یخ زده ام..

بغلم کن...

که ببارد به تنم،

عطر تنت..

تا دلم گرم شود...

من؛

جز آغوش تو و عطر تنت...

نخواهم که بدانم بهشتی دگر است..

بغلم کن...

بغلم کن...
دیدگاه ها (۳)

لب های تو لب نیست! عذابیست الهیباید که عذابی بچشم گاه به گاه...

آنقدر "باورت" دارم...!!! که "اگر" در "کویر" بگویی...!!! ...

می نویسم من برایت از دلممی کنم اِفشا من امشب، راز خویشتو برا...

صبر دل را چه کنم،چون تو قرارم باشیدیدگانم چه شود،اشک بهارم ب...

بغلم کن که هوا سوزِ فراوان داردبدن یخ زده ام حالِ پریشان دار...

دلم لک زده واسه ی تو واسه بیداریامون تا خود صبح نبینم کسی دو...

باران می بارد اسیدی است گویی پری ها دگر طاقتِ تماشای غمِ انس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط