پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت،نیمه شب خواب دیدکه بیگنا
پادشاهی درویشی رابه زندان انداخت،نیمه شب خواب دیدکه بیگناه است، پس اوراآزاد کرد،
،پادشاه گفت حاجتی بخواه
درویش گفت :وقتی خدایی دارم که نیمه شب تو را بیدار میکندتامرا ازبند رها کنی،، نامردیست که ازدیگری حاجت بخواهم،،،
لحظاتتان پر از رحمت الهی
،پادشاه گفت حاجتی بخواه
درویش گفت :وقتی خدایی دارم که نیمه شب تو را بیدار میکندتامرا ازبند رها کنی،، نامردیست که ازدیگری حاجت بخواهم،،،
لحظاتتان پر از رحمت الهی
- ۹۲۶
- ۲۴ خرداد ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط