{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هز تمام قصه ی عاشق شدم

هز تمام قصه ی عاشق شدم
یک سبد اندوه بر دوش من است
مِی فروشم رفته از بازار دل
یک غم کهنه هم اغوش من است
دیدگاه ها (۵)

از عمر من انچه هست بجایبستان و بعمر لیلی افزای

من اینگونه ام رهایش میکنم ... رابطه ای که سرد ، نفس میکشد ، ...

ﮔﺎﻫﯽ ﺩﻟﺖ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﻫﺎﯾﯽ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺍﻧﮕﺸﺖﺑﻪ ﺩﻫﺎﻥ ﻣﯽ ﻣﺎﻧﯽ ......

وطنم‌زنده‌بمان،زخم‌ِتورا‌می‌بندیم ته‌این‌قصه‌ی‌غم،ازته‌دل‌می...

اهواز، شهری که خورشید را با نخل‌ها قسمت می‌کند و کارون، هر ش...

لب دریا کنار تو...

کارگاه #مهارت_مبارزه_با_غم ۳۱در پادکست سی و یکم می‌شنوید:• د...

این چشم غره‌های پدر از چیست؟ ... مادر من اشتباه نکردم کهتا چ...

ماه، نشانه‌ی عاشقان است؛چون هر شب، عاشق و معشوق با شوقی دوطر...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

نقطه ی آرامش

پس از هزار مصیبت که سربه راه شدمدوباره وسوسه‌ی اولین نگاه شد...

گاهی آدم فقط یک نفر را می‌خواهد که حرف‌هایش را بشنود…کسی که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط