{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

" بن شناسی واژه "

" بن شناسی واژه "

پهلو یا پهله

از پهله اشکانی تا فهله یا «عمله والی!!!؟ »

پهلو يا پهله نام سرزمين يا استان و محل« پارت » ، در سنگ نوشتة داريوش، در بيستون به شكل «پرثوه» آمده است. كلمة پرتوه يا پارت، درترجمة اكدي همان سنگ نوشته، « په-آر-تو-او » ودر ترجمة عيلامي « پر تو – مه »آمده كه هم رديف يوناني آن، پارتيا است كه اين كلمه بعدها در زبان هاي ايراني ، تبديل به«پهلو» شدو پهلوي و پارتي منسوب آنست.

پارت ها از سال 256 تا 50 پ.م.با خيزش وحمله وهجوم خود، ايران را از دست جانشينان اسكندر مقدوني پس گرفتند وخود سلسله اي تشكيل دادندو دوباره مرز وحدود ايران را به محدوده ي دوره هخامنشيان رسانيدند.آنان در آغازدر باختر ايران مستقرو پادشاهي خودرا ازآنجا آغاز كردندبه احترام « ارشك » بنيانگدار اين سلسله شاهي،لقب همة شاهان بعدي نيز ارشك ناميده شدند.

اشكانيان پس از استقرار، پادشاهي وحكمراني خود را در باخترايران کنونی ودربخشی از سرزمين و محدوده «زاگرس» یا لرستان و استان کنونی ایلام آغاز كرده، آن را« پهلو یا پهله » نام دادند. ازآن پس این واژه و به تدريج فراگیر شده.

اشكانيان براي نوشتن از خط آرامي و سرياني بهره مي گرفتند ادبيات شفاهي رواج داشت که بيشتر داستان ها، حماسي وافسانه اي بودند.گروهي نيز به نام «گوسانان» بودند كه زبان آنها روان براي شعر وادب وموسيقي بود. »در لرستان نيز كساني بودند وهنوز چند تن هستند كه به پيري رسيده اند،كارشان بسيار شبيه به «گوسانان » بود. كه در دوره وزمان پيدايش اسلام، شغل راوي گري جاي آن را گرفت و راویان کاری مانند گوسانان انجام میدادند آن هم در جهت تاریخی و یا حدیث.

با اينكه پادشاهي اشكانيان در سر زمين كاسيان يا همين لرستان کنوني آغاز شده وادامه داشته است, ولي به هر دليلي آگاهي هاي ما، در باره ي آثار اشكانيان وكاسي ها ناچيز است و از چند بناي مهري منسوب به آنان و يا تعدادي سكه ها ي شاهان اشكاني وچند گورستان وچندنام فزون تر نيست. ولي نام « پهلو » دراين محدوده كه جايگزين زاگرس است, از خود به جاي نهادند كه دراين باره توضيح بيشتري داده خواهد شد.
در نظام شاهنشاهي اشكانيان، دولت هاي كوچكتري مانند ارمنستان ،ماد، اريان ،پارس خوزستان ، اصفهان ،ري و يزد وكرمان و لرستان تشكيل شده بودند كه همه اين دولت هاي كوچكتر ، در امور داخلي از جمله دين ومذهب آداب و عادات خود ، مستقل بودند .مجلس شورا و مشورتي داشتند به نام « مغستان » كه امور مهم در آنجا مورد بحث وتصميم گيري قرار مي گرفت. اعضاي آن تركيبي بود از شاهزادگاني كه به حد رشد رسيده بودند و نيز از بزرگان هفت خانواده درجه اول و برزگاني از پيشوايان مذهبي وديني. «مهستان» يا مغستان هنگام انتخاب شاه شاهان يا شاه بزرگ تشكيل ميشد. در موقع جنگ نيز، تصميم گيري وفراهم آوردن لشكر براي در اختيار گذاشتن دولت مركزي ، به عهدة مهستان بود.
دينوري در اخبارالطوال , در باره اشكانيان و فرمانروايي آنان مي نويسد:(...گويند درميان ملوك الطوايف از شهرهاي عجم, هيچ پادشاهي ازحيث وسعت ملك وكثرت سپاه, بزرگتر از اردوان, پور اشه, پور اشكان , پادشاه جبال« پهلو » نبود. وي فرمانرواي ماهان, ( ماه كوفه و ماه بصره )همدان, ماسبذان ومهرجانقذق « مهرگانكده »و حلوان بود. ولي قلمرو هر يك از شهرياران ديگر, بيش ازيك شهرستان يا يك شهر، نبود و هر يك از شهرياران كه زندگاني رابدرود مي گفتند, پسر يا خويشاوند نزديكش, به جاي او مي نشست. ملوك الطوايف ,همگي به برتري اردوان پادشاه جبال یا پهله, اذعان داشتند.)
مسعودي در التنبيه زير نام «لريه» و عنوان (طبقه ي دوم از ملوك قديم ايران كه بلان يا واليان بوده اند) محل سكونتشان را فارس,اصفهان و سرزمين جبال ( یا همان زاگرس و پهله ) وماهات و ماسبذان (يا همان پهلو اشكاني» دانسته و مي نويسد: (اول آنها منوشهر بود كه صدو بيست سال پادشاهي كرد و ايرانيان او را سخت معتبر دانند و چيز ها از او گويند و معجزه ها ياد كنند. مابين او و فريدون سيزده نسل بود. وي از فرزندان ايرج پسر فريدون بود و هفت پسر داشت كه نسب غالب مردم ايران وطبقات ملوكشان بدانها رسد.

محدوده جغرافیای پهله یا پهلو

پس از انقراض اشكانيان, ساسانيان نیز نام « پهلو و زبان پهلوي » را حفظ كردند. عرب ها با هجوم به ایران، در سایه آیین اسلام، به تدریج دست به دگرگونی های عميق فرهنگی ، جغرافیایی و اجتمایی از جمله تازي گرداني نام جفرافيايي شهر ها و سرزمین ها رود ها و حتی چشمه ها وکوه ها و بناها تغیير دادن نام و نصب دودمان ها زدند. اما نام پهله وپهلو به همان شكل گذشته ،تا سال هایی باقي ماند و مانند گذشته ،بخش گسترده ای از شمال باختری تا جنوب خاوری ایران یا همان مرز و محدوه زاگرس را شامل می شد. در آثار و نوشته هاي سده هاي
دیدگاه ها (۶)

" بن شناسی واژه " مهرگان کده -صیمره این واژه یک بار به و...

" بن شناسی واژه " وی زن یار ویزنیار، نام یکی از قله های ر...

"بن شناسی واژه " زاگــرس واژة «زاگرس» يا «زاگروس» از سال ...

ساعت گیج زمان در شب عمر می زند پی در پی زنگ. زهر این فکر که ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط